بر مجيئ موسم حجّ است و بديهى است كه مجيئ موسم ، امرى غير مقدور و خارج از اختيار مكلّف است ( فالواجب - حجّ - استقبالى ) .
نكته :
مرحوم صاحب فصول در پايان مىفرمايند : فرق بين واجب معلق و واجب مشروط ( مشروط مشهور ) اين است كه در واجب مشروط اصل وجوب مشروط است و لذا قبل از حصول شرط ، وجوب وجود ندارد . ولى در واجب معلق ( چون شرط ، شرط واجب است نه وجوب ) اصل وجوب مطلق و فعلى است ( لذا قبل از حصول شرط ، وجوب وجود ندارد ) ولى واجب ، مشروط و متوقّف بر شرط است .
پس صلوة نسبت به دخول وقت اگر واجب معلق باشد الوجوب مطلق و الواجب مقيّد و اگر واجب مشروط باشد الوجوب و الواجب كلاهما مقيّد .
قوله : « لا يخفى . . . » .
[ اشكالات بر واجب معلّق ]
اشكال مرحوم شيخ بر صاحب فصول :
قبل از بيان اشكال ، توجه به دو نكته لازم است :
1 ) دربارهى واجب مشروط دو نظريه وجود دارد .
الف ) نظريهى مشهور : در واجب مشروط ، شروط ( اعم از وقت و غير وقت ) قيد وجوب و مفاد هيأت هستند . « 1 »
طبق اين نظريه ، قبل از دخول وقت ، وجوب صلوة و قبل از استطاعت ، وجوب حج منتفى مىباشد .
هامش
( 1 ) - مشهور در واجب مشروط ، شرط را قيد وجوب مىدانند نه واجب . ، شاهد بر اين سخن ، كلام مرحوم شيخ بهايى است .
توضيح در قالب قياس :
صغرى : اگر در واجب مشروط ، شرط قيد ماده بود لازمهاش اين بود كه اطلاق لفظ واجب ( كه مشتقى از مشتقات است ) بر واجب مشروط اطلاق مجازى نباشد ( چون طبق اين فرض ، اتصاف واجب به وجوب ، فعلى است و لذا وجهى براى مجازيّت اطلاق نيست ) .
كبرى : و اللّازم باطل ( مرحوم شيخ بهايى اطلاق را مجازى مىداند ) .
نتيجه : فالملزوم مثله . ر ك : مطارح الانظار : ص 44 .