نكته : « 1 »
تعريف اراده به ضميمه ظهورى كه اين تعريف دارد باعث شده محقق نهاوندى اين تصور را داشته باشد كه انفكاك اراده از مراد ممكن نيست .
توضيح : اهل فن اراده را به اينصورت تعريف كردهاند : الارادة هو الشّوق المؤكّد المحرّك للعضلات نحو المراد . اين عبارت ظهور در تحريك فعلى به سمت مراد اصلى دارد . يعنى اراده شوق اكيدى است كه عضلات را بالفعل به سمت مراد اصلى به حركت درمىآورد . تعريف اراده به ضميمه اين ظهور باعث تصور عدم انفكاك اراده از مراد اصلى شده است . چون معقول نيست كه تحريك عضلات به سمت مراد ، فعلى باشد و در عينحال اراده از مراد منفك باشد .
جواب اول مصنف « 2 » :
كلمهى محرك در تعريف اراده ، ظهور در تحريك فعلى دارد . ولى منظور از كلمهى مراد در اين تعريف ، اعم از مراد اصلى و تبعى است . با حفظ اين نكته ، مراد اصلى دو صورت دارد :
1 ) گاهى مراد اصلى ، نفس حركت عضلات است . در اين صورت تحريك فعلى نسبت به مراد اصلى حاصل است ( حركت عضلات مقصود است ) .
2 ) گاهى مراد اصلى ، امر ديگرى غير از حركت عضلات است . در اين صورت تحريك فعلى نسبت به مراد تبعى كه همان حركت عضلات باشد حاصل است .
( حركت عضلات به سمت مقصود است )
نتيجه : از بين اين دو صورت ، در صورت دوم بين اراده و مراد اصلى انفكاك حاصل است . پس تعريف اراده ظهور در عدم الانفكاك ندارد .
جواب دوم مصنف : « 3 »
مراد از كلمه محرك در تعريف اراده ، محرك فعلى نيست ( تا از آن ، استفاده عدم انفكاك اراده از مراد اصلى شود ) .
هامش
( 1 ) - اين نكته با عبارت « و لعلّ الذّى . . . » بيان شده است .
( 2 ) - اين جواب با عبارت « و قد غفل . . . » بيان شده است .
( 3 ) - اين جواب با عبارت « بل مرادهم . . . » بيان شده است .