آمده و خصوص همان هيأت براى معنى وضع شده است چون هيأت آن قبلا در ضمن چيزى وضع نشده است .
2 ) مادّه ؛ مادّه ، وضع نوعى دارد يعنى خصوص مادّهى هر صيغهاى بطورى كه خصوص او مورد توجّه باشد وضع نشده بلكه كلّى آن در ضمن مصدر وضع شده است . تامّل .
قوله : « ثمّ المراد . . . » .
مقدّمه : براى مرّه و تكرار دو معنا گفته شده است :
1 ) دفعه و دفعات .
2 ) فرد و افراد .
بين دفعه و فرد - على قول « 1 » - نسبت عموم و خصوص مطلق است . دفعه عامّ و فرد خاصّ است . چنان كه بين دفعات و افراد هم همين نسبت وجود دارد ولى افراد عام و دفعات خاص است . با حفظ اين مقدمه مىگوييم : در اينكه نزاع علماء در مسأله مرّه و تكرار در مرّه و تكرار طبق كداميك از معانى است سه نظريّه وجود دارد :
1 ) نظريّه ميرزاى قمى : نزاع در مرّه و تكرار به معناى فرد و افراد است .
2 ) نظريّه صاحب فصول : نزاع در مرّه و تكرار به معناى دفعه و دفعات است به دو دليل :
دليل اوّل : تبادر . متبادر از لفظ مرّه و تكرار ، دفعه و دفعات است .
دليل دوم :
صغرى : اگر مراد از مرّه و تكرار فرد و افراد باشد لازمهاش اين است كه علماء اين مبحث را تتّمه براى مبحث آتى ( بحث تعلّق امر به طبيعت يا فرد ) قرار دهند و اين دو مبحث را دو مبحث مستقل قرار ندهند .
كبرى : ولى علماء اين دو مبحث را دو مبحث مستقل قرار دادهاند .
هامش
( 1 ) - ر ك : اصول الفقه ، ج 1 ، ص 79 - حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 183 .