نتيجه : پس مصدر مادّه براى مشتقّات نيست . تأمّل .
اشكال :
مادّه نبودن مصدر براى مشتقّات ، امرى خلاف مشهور است . مشهور قائلند كه مصدر اصل مشتقّات است و لذا در كتب صرفى آمده است كه مصدر اصل كلام « 1 » است .
جواب اوّل مصنّف :
اصل بودن مصدر اختلافى است . بصريّون ، مصدر و كوفيون ، فعل را اصل مىدانند .
جواب دوم مصنّف :
مراد از اصل در عبارت مصدر اصل مشتقّات است ، اصل در اشتقاق نيست بلكه اصل در ملاحظه و وضع است .
توضيح : در ضمن دو مرحله :
مرحلهى 1 : اوّلين لفظى كه واضع آن را به ذهن مىآورد و آن را براى معنايى وضع مىكند مصدر است . مثلا از بين مجموعه ضرب يضرب و . . . اوّلين لفظى كه واضع در ذهن آورده و وضع كرده ضرب است . توجه به اين نكته باشد كه وضع مصدر وضع شخصى است يعنى واضع مصدر را با آن مادّهى معيّن و هيأت معيّنى كه دارد هر كدام را به خصوصه مورد ملاحظه قرار داده سپس براى معنا وضع مىكند .
مرحلهى 2 : بعد از وضع مصدر ، واضع مصدر و معناى آن را در ذهن آورده آنگاه با ملاحظه و توجّه به او به عنوان يك ميزان و معيار ، ساير صيغ را به عنوان اصولى مستقل بدون اينكه از چيزى گرفته شده باشند وضع مىكند .
نكته :
صيغه از دو چيز تشكيل شده است :
1 ) هيأت ؛ هيأت ، وضع شخصى دارد يعنى خصوص هيأت هر صيغهاى در ذهن
هامش
( 1 ) - در علم صرف ، كلام به معناى مشتقّات است .