قوله : « الجهة الثالثة . . . » .
[ جهت سوّم : تبادر وجوب از امر ]
دربارهى كلمهى امر به معناى طلب دو نظريه در كفايه ذكر شده است :
1 ) نظريه مشهور :
كلمهى امر حقيقت در طلب وجوبى است . به دو دليل و سه مؤيد .
دليل اوّل : تبادر .
توضيح : وقتى كلمهى امر بدون قرينه اطلاق مىشود متبادر از آن ، خصوص طلب وجوبى است و تبادر ، علامت حقيقت است .
دليل دوم : عند العقلاء مؤاخذهى عبد به مجرد مخالفت با امر بدون قرينه صحيح است . و با توجه به اينكه مؤاخذه بر ترك واجب معنا دارد اين صحّت مؤاخذه دليل مىشود بر اينكه امر ، حقيقت در طلب وجوبى است .
مؤيّد اوّل : آيه
فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ ؛
خداوند مخالف با امر را تهديد نموده و تهديد ، مؤيّد اين است كه امر دالّ بر وجوب است . « 1 »
مؤيّد دوم : روايت لولا ان اشقّ على امتّى لامرتهم بالسواك ؛ مستفاد از روايت اين است كه امر موجب مشقّت است و با توجه به اينكه مشقّت در وجوب است معلوم مىشود امر دالّ بر وجوب است .
مؤيّد سوم : روايت دربارهى بريره .
توضيح : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله به بريره فرمودند : ارجعى الى زوجك . بريره عرض كرد :
أتأمرنى يا رسول اللّه ( آيا امر مىكنيد مرا ؟ ) حضرت فرمودند : لا بل انّما انا شافع ( خير ؛ بلكه من شفاعت مىكنم ) .
پيامبر شفاعت را كه به معناى طلب و درخواست استحبابى است در مقابل امر ( أتأمرنى ) قرار دادهاند . قرينهى مقابله اقتضاء مىكند كه امر دالّ بر وجوب باشد . « 2 »
2 ) نظريه جماعتى :
امر ، حقيقت در مطلق الطلب است كه جامع بين وجوب و استحباب مىباشد .
هامش
( 1 ) - ر ك : معالم ، ص 40 .
( 2 ) - ر ك : هداية المسترشدين ص 147 - فصول ، ص 63 .