ب ) اين حمل را بهصورت حمل اولى نمىپذيرد . عدم پذيرش اين حمل ، علامت اين است كه لفظ مجاز در اين معناست ( اعمّ از آنكه مجاز در كلمه و يا مجاز عقلى باشد كه توضيح آن خواهد آمد ) . مثل الرّجل الشجاع اسد كه ذهن اين حمل را نمىپذيرد .
آزمايش دوم : در اين آزمايش قضيه حمليهاى تشكيل داده ، آنگاه يكى از افراد معناى مشكوك را موضوع و لفظ را محمول قرار مىدهيم ( اين آزمايش در جائى است كه موضوع و محمول بهصورت فرد و كلى باشند نه دو كلى ) سپس به انبار پر الفاظ و پر معناى ذهن مراجعه مىكنيم . ذهن دو صورت دارد :
الف ) اين حمل را بهصورت حمل شايع مىپذيرد . اين پذيرش علامت اين است كه موضوع از افراد حقيقيّه معناى لفظى است كه محمول قرار گرفته است .
مثال : ما شك داريم كه آيا بليد معناى انسان هست يا خير ؟ يكى از افراد بليد را موضوع قرار مىدهيم و انسان را بر آن حمل مىكنيم . مثلا اشاره به يك فرد از انسان مىكنيم و مىگوييم هذا البليد انسان .
ذهن اين حمل را بهصورت حمل شايع مىپذيرد . معلوم مىشود اين فرد از افراد حقيقى معناى انسان است .
ب ) اين حمل را بهصورت حمل شايع نمىپذيرد . اين عدم پذيرش علامت اين است كه موضوع از افراد حقيقية معناى لفظى كه محمول قرار گرفته نيست و لذا استعمال لفظ در آن فرد مجاز است ( اعم از آنكه مجاز در كلمه و يا مجاز عقلى باشد كه توضيح آن خواهد آمد ) .
مثال : هذا البليد حمار . ذهن اين حمل را نمىپذيرد .
نكته اول :
مجاز در يك تقسيم بر دو قسم است :
1 ) مجاز مرسل : اگر علاقه بين معناى حقيقى و معناى مجازى غير مشابهت باشد ، مجاز مرسل است . مثل استعمال عين در جاسوس به علاقهء جزء و كلّ .
2 ) استعاره : اگر علاقه بين معناى حقيقى و معناى مجازى مشابهت باشد ، استعاره است . مثل استعمال اسد در رجل شجاع به علاقهء مشابهت . در استعاره دو نظريه
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: قادر حيدرى فسايى
ص٥٦