تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
مفترس و در رجل شجاع .

نكته سوم :

كلام بعضى از علماء : اگر در مجاز صنف علاقه هم ملاحظه شود ، باز اطراد علامت حقيقت خواهد بود . چون اطّرادى كه در حقيقت وجود دارد ، با اطرادى كه در مجاز در اين فرض وجود پيدا مىكند ، متفاوت است . به علت اينكه اطرادى كه علامت حقيقت است اطراد على وجه الحقيقة است و اطرادى كه بالفرض علامت مجاز است اطراد لا على وجه الحقيقة است . « 1 »

جواب مصنّف :

اين كلام باطل است چون اضافهء قيد على وجه الحقيقة مستلزم دور است .

توضيح :

اطّراد على وجه الحقيقة متوقف بر شناختن حقيقت است ( چون شناختن حقيقت جزء آن است ) . حال اگر اطراد على وجه الحقيقة علامت بر حقيقت باشد ، لازمه‌اش اين است كه شناختن حقيقت نيز متوقف بر اطراد على وجه الحقيقة باشد و هذا دور . و با جوابى كه از دور در تبادر داده شد ، نمىتوان از اين دور در اطراد جواب داد چون در تبادر علم به حقيقت جزء علامت نبود ولى در اطراد فرض اين است كه علم به حقيقت جزء علامت است و بديهى است كه با شناختن حقيقت وجهى براى استفاده از اين علائم نيست . علاوه‌بر اينكه در اطراد شناختى كه در موقوف و موقوف عليه وجود دارد ، هردو تفصيلى است نه اينكه در يكى تفصيلى و در ديگرى اجمالى باشد . قوله : الثامن .

[ امر هشتم : تعارض احوال لفظ ]

تعارض احوال لفظ : براى لفظ حالاتى وجود دارد كه بعضى از آنها عبارتند از : مجاز بودن ، منقول بودن ، مشترك لفظى بودن ، مخصّص بودن ، مقدّر بودن . درباره اين حالات دو بحث وجود دارد : بحث اول : اگر امر دائر شد بين اينكه از لفظ معناى حقيقى اراده شده و يا يكى از اين
هامش
( 1 ) - فصول ، ص 38 .