نيست تا دور شود بلكه متوقف بر علم اجمالى ارتكازى خودش است . نمودار جواب اينگونه است :
علم ارتكازى عرب - تبادر نزد عرب - علم تفصيلى شخص فارسى زبان .
نكته سوم : تبادر سه صورت دارد :
1 ) گاهى يقين داريم كه تبادر مستند به قرينه نيست . به اين تبادر ، تبادر حاقّى گويند . همين تبادر علامت حقيقت و وضع است . مثل تبادر حيوان مفترس از اسد بدون كمك از قرينهاى .
2 ) گاهى يقين داريم كه تبادر مستند به قرينه است . اين تبادر علامت حقيقت و وضع نيست . مثل تبادر رجل شجاع از اسد به كمك قرينه .
3 ) گاهى مشكوك است كه تبادر مستند به قرينه است يا خير .
سؤال : آيا در اين صورت سوم مىتوان از اصالة عدم قرينه استفاده كرد و تبادر را مستند به خود لفظ نمود تا در نتيجه تبادر علامت حقيقت و وضع باشد ؟
جواب : در مسأله دو نظريه است :
1 ) نظريه بعضى : مىتوان از اصالة عدم قرينه استفاده كرد . « 1 »
2 ) نظريه مشهور و مصنّف : نمىتوان از اصالة عدم قرينه استفاده كرد . چون اصالة عدم قرينه عند الشكّ فى المراد به كار مىرود نه عند الشكّ فى الاستناد ( استناد تبادر به قرينه ) . مثلا متكلمى به شما مىگويد : جاء اسد . شما مىدانيد لفظ اسد براى حيوان مفترس وضع شده و براى رجل شجاع وضع نشده است ولى نمىدانيد مراد متكلم از اسد چيست ، آيا مرادش حيوان مفترس است يا اينكه مرادش به اتكاء قرينه رجل شجاع است در اينجا اصالة عدم قرينه مورد استفاده قرار مىگيرد .
قوله : ثمّ انّ عدم .
[ صحت حمل و عدم صحت حمل ]
* صحّت حمل لفظ « 2 » بر معنا علامت حقيقت و عدم صحت حمل علامت مجاز
هامش
( 1 ) - فصول ، ص 33 ؛ قوانين ، ج 1 ، ص 14 .
( 2 ) - بماله من المعنى لا بما هو لفظ و الّا فنفس الّلفظ بما هو حروف تصحّ سلبها عن معناها . تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 42 .