تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
درآمدند ، گفتند : ما ابو موسى را برگزيديم . على گفت : من او را قبول ندارم . اشعث و يزيد بن الحصين و مسعر بن فدكى گفتند : جز او نخواهيم . على گفت : من به او اطمينان ندارم . او از من جدايى گزيده و مردم را از اطراف من پراكنده ساخته و از من گريخته بود تا او را پس از چند ماه امان دادم . گفتند : نه ، ما مردى را مىخواهيم كه نه با تو خويشاوندى داشته باشد نه با معاويه . على گفت : اشتر را اختيار مىكنم . گفتند : اين آتش را در روى زمين كسى جز اشتر برافروخته است ؟ على گفت : پس هر چه خواهيد بكنيد . نزد ابو موسى كس فرستادند . او از جنگ كناره جسته بود . گفتند : دو جانب صلح كردند . ابو موسى گفت : الحمد للّه گفتند : ترا حكم ساخته‌اند . گفت : انا للّه و انا اليه راجعون . ابو موسى به لشكرگاه على آمد . احنف بن قيس از على خواست كه او را با ابو موسى همراه سازد ، اما مردم امتناع كردند . عمرو بن العاص نزد على آمد تا قضيه را در حضور او بنويسند . بعد از بسم اللّه نوشتند : اين چيزى است كه اتفاق مىكنند بر آن امير المؤمنين . . . عمرو بن العاص گفت : او امير ما نيست . احنف گفت من اين كلمه را محو نمىكنم كه آن را بدشگون مىدانم و مدتى از نوشتن دست بداشت . اشعث گفت : آن كلمه را بزداى . على گفت : اللّه اكبر . و حكايت روز حديبيه را بيان كرد كه با رسول خدا نيز چنين ماجرايى رفته بود . عمرو گفت : سبحان اللّه ، ما به كفار شبيه هستيم و حال آنكه ما از مؤمنانيم . على گفت : اى پسر نابغه ، از چه زمان يار فاسقان و دشمن مؤمنان نبوده‌اى ؟ عمرو گفت : به خدا سوگند از اين پس با تو در هيچ مجلسى نخواهم نشست . على گفت : اميد مىدارم كه مجلس من از تو و امثال تو پاكيزه بماند . و پيمان نامه را نوشتند ، مبنى بر آنكه طرفين به حكم خدا و كتاب او گردن نهند ، از آغاز تا انجام آن . و آن دو ، دو تن را براى اين حكميت برگزيدند ، يكى ابو موسى عبد اللّه بن قيس و ديگرى عمرو بن العاص و اگر چيزى در كتاب خدا نيافتند ، سنت عادلهء جامعه غير المفرقه حكم قرار گيرد . آن دو حكم از على و معاويه و لشكر آنان پيمان‌هاى مؤكد گرفتند كه به آنان و خانواده‌هايشان - آسيبى نرسد و بر هر چه حكم مىكنند ، ياور آنان باشند . از حكمان نيز پيمان گرفتند كه در كار سستى و تعلل نكنند . و نيز قضاوت را تا ماه رمضان به تعويق اندازند و اگر باز هم بخواهند آن را به تأخير اندازند ، مىتوانند . و نيز مكان اين قضاوت بايد جايى ميان عراق و شام باشد مردانى از هر دو جانب كه در مجلس حاضر بودند با خط خود در ذيل آن نام خود را نوشتند . اشتر حاضر نشد نامش را در ذيل عهدنامه بنويسد . اشعث با او به مجادله پرداخت و اشتر پاسخ‌هاى درشت داد و يك ديگر را تهديد كردند . در سيزدهم ماه صفر سال سى و هفت هجرى بود كه اين عهدنامه نوشته شد . و قرار بر اين نهادند كه على در ماه رمضان به مكان حكميت آيد ، يا در دومة الجندل يا اذرح . در اين حال بعضى از لشكريان على نزد او آمدند و به قتال تحريض كردند . على گفت : بعد از آنكه رضا داده‌ايم ، نمىتوانيم باز گرديم و پس از آنكه اقرار كرده‌ايم ، نمىتوانيم آن را ديگرگون كنيم .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 624 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى