تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
است و پس از او ، حارث بن ثعلبة بن جفنه و او ، پسر ماريهء ذات القرطين است . و پس از او نعمان بن الحارث بن جفنة بن الحارث پادشاهى يافت ، آنگاه ابو شمر بن الحارث بن ثعلبة بن جفنة بن الحارث ، و پس از او برادرش منذر بن الحارث ، سپس برادرش جبلة بن الحارث ، و بعد از او عوف بن ابى شمر ، و بعد از او حارث بن ابى شمر . در زمان اين حارث بن ابى شمر بعثت پيامبر ( ص ) واقع شد و او در زمرهء كسانى بود از ملوك تهامه و حجاز و يمن كه پيامبر بر ايشان نامه نوشت ، براى او هم نامه نوشت . و شجاع بن وهب الاسدى را نزد او فرستاد و او را به اسلام دعوت كرد و به دين ترغيب نمود . ابن اسحاق نيز چنين مىگويد . و نعمان بن منذر ، معاصر حارث بن ابى شمر بود و هر دو با يك ديگر بر سر رياست و جلب شاعران مداح در نزاع بودند . شاعران عرب چون اعشى و حسان بن ثابت و ديگران هر دو را مدح مىگفتند . از جمله شعر حسان ( رض ) كه در مدح فرزندان جفنه گفته است :
للّه در عصابة نادمتهم * يومأ بجلق فى الزمان الاول اولاد جفنه حول قبر ابيهم * قبر ابن مارية الكريم المفضل يغشون حتى ما تهر كلابهم * لا يسألون عن السواد المقبل
پس از حارث بن ابى شمر پسرش نعمان به پادشاهى رسيد و پس از او جبلة بن الايهم بن جبله . و جبلة جد او همان است كه بعد از دو برادرش شمر و منذر پادشاهى كرد . ابن سعيد گويد : نخستين كسى از غسان كه در شام پادشاهى كرد و پادشاهى ضجاعم را از آنجا برانداخت جفنة بن مزيقيا بود . و از صاحب تواريخ الامم آورده است كه چون جفنه بر بنى جلق يعنى دمشق استيلا يافت ، چهل و پنج سال پادشاهى كرد . و پادشاهى در فرزندانش ادامت يافت تا به حارث الاعرج بن ابى شمر رسيد مادرش ماريهء ذات القرطين ، از فرزندان جفنة بنت هانى بود كه حسان در شعر خود از آنان ياد كرده و گفته است كه در سرزمين بلقاء و معان بوده‌اند . ابن قتيبه گويد : او كسى است كه منذر بن ماء السماء از ملوك حيره با صد هزار تن به سوى او رفت و حارث صد تن از قبايل عرب را كه لبيد شاعر نيز در آن ميان بود و در آن روزگار هنوز جوانى نورس بود ، نزد او فرستاد . اينان چنان نمودند كه رسولان از سوى اعراب‌اند و براى صلح آمده‌اند . چون گرداگرد رواق منذر را گرفتند به ناگاه بر او حمله‌ور شدند و همه كسانى را كه در رواق بود ، كشتند و بر اسبان خود سوار شدند ، بعضى نجات يافتند و بعضى كشته شدند . غسان بر سپاه منذر حمله آورد و آنان را به هزيمت داد . حليمه دختر حارث ، مردم را كه در حال هزيمت بودند ، به نبرد تحريض مىكرد از اين رو اين روز را روز حليمه ( يوم حليمه ) ناميدند . گويند از كثرت گردآوردگاه در روز ستاره بر آسمان نمودار شد . پس پادشاهى در فرزندان حارث الاعرج ادامت يافت . تا آنگاه كه جفنة بن المنذر بن