بودند . پس رشتهء كار تنوح از هم بگسست و سليح از بطون قضاعه و سپس ضجاعم نيز كه از قضاعه بودند ، از فرزندان ضجعم بن سعد بن سليح بر آنان غلبه يافتند . نام سليح عمرو بن حلوان بن عمران بن الحاف بود . اينان كيش نصرانيت برگزيدند و روميان آنان را بر عرب فرمانروايى دادند و مدتى اين وضع دوام داشت . اينان از سرزمين موآب به بلقاء آمده بودند .
و بعضى گويند آنكه سليح را بر نواحى شام حكومت داد ، قيصر تيتوس بود .
ابن سعيد گويد : بنى سليح را دو دولت بود ، يكى در بنى ضجعم و يكى در بنى العبيد .
اما بنى ضجعم پادشاهى كردند تا آنگاه كه غسانيان آمدند و فرمانروايى از ايشان بستدند ، و آخرينشان زياد بن الهبوله بود كه بقية السيفى از قوم خود را به حجاز برد و در آنجا آكل المرار كه از جانب تبابعه والى حجاز بود ، او را بكشت . ابن سعيد گويد : از ميان نسب شناسان بعضى تنوخ را بر بنى ضجعم و دوس كه در بحرين اقامت گزيدند ، اطلاق مىكنند .
پس ضجاعم به شام و دوس به عراق روان شدند . و گويد : بنى العبيد بن الابرص بن عمرو بن اشجع بن سليح . اينان در حضر ، پشت در پشت فرمانروايى داشتند و آثارشان در سنجار باقى است . از مشاهير اين خاندان ، ضيزن بن معاوية بن العبيد است كه در نزد جرامقه به ساطرون معروف است و داستان او با شاپور شهرت دارد . ( پايان سخن ابن سعيد . ) سپس ، رياست از عرب به حمير منتقل شد و با كهلان به بلاد حجاز رفت . و به هنگامى كه ازد از يمن جدا شد در سرزمين عك ميان زبيد و زمع فرود آمدند . در آنجا با مردم آن سرزمين نبرد كردند و پادشاه عك را كشتند . كشندهء او ثعلبة بن عمرو بن عامر مزيقيا بود .
يكى از مردم يمن مىگفت : عك بن عدنان بن عبد اللّه بن ادد . و دارقطنى مىگويد : عك بن عبد اللّه بن عدثان با ثاء سه نقطه و ضم عين ولى با دو نون صحيح است .
همچنانكه در دوس بن عدثان به ثاء سه نقطه ، از ازد ، اختلافى نيست . پس در ظهران فرود آمدند و در مكه با جرهم نبرد كردند و در بلاد پراكنده شدند . پس بنى نصر بن الازد به شراة و عمان فرود آمدند و بنى ثعلبة بن عمرو بن عامر مزيقيا ، در يثرب و بنى حارثه بن عمر در مر الظهران در مكه ، و اينانند كه آنان را خزاعه گويند .
مسعودى گويد : عمرو بن عامر مزيقيا به راه افتاد تا در سرزمينى ميان بلاد اشعريان و عك بر سر آبى موسوم به غسان ، ميان دو وادى زبيد و زمع فرود آمد ، پس از آن آب نوشيدند و غسان ناميده شدند . ميان آنها و معد نبردهايى رخ داد و معد بر آنان ظفر يافت و آنان را به كوه شراة كه كوهى است از آن ازد ، بيرون راند ازد در مكانى ميان شام و كوههاى شراة آن بخش كه در طرف اعمال دمشق و اردن است ، مسكن داشتند .
ابن الكلبى گويد : عمرو بن عامر مزيقيا فرزندى به نام جفنه داشت و پادشاهان از نسل او هستند . از ديگر فرزندان اوست : حارث معروف به محرق ، او نخستين كسى است كه به آتش شكنجه داد . و ديگر ثعلبه موسوم به عنقاء و حارثه و ابو حارثه و مالك و كعب و
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٢٧