تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
هاى آن ديار بود . و ده سال در آن كار ببود . نصارى تا آن هنگام مراسم دينى خود را در نهان به جاى مىآوردند ، چون او به مقام بطركى رسيد با روميان باب ملاطفت گشود و هدايايى تقديم داشت ، پس او را اجازت دادند كه تا كليساى مريم را بسازد و در آن به آشكارا نماز بخوانند . و گويد كه در سال ششم پادشاهى او ، قسطنطين متولد شد . اوروسيوس گويد : اورليان پسر بلنسيان با گوت‌ها نبرد كرد و بر آنان پيروز شد . و شهر رم را تجديد بنا نمود . و بر نصارى سخت گرفت و اين نهمين سختگيرى بعد از نرون است . سپس كشته شد . بعد از او ، تاكيتوس [ 1 ] به پادشاهى رسيد و قريب يك سال پادشاهى كرد . ابن عميد مىگويد : نام او طافسوس است و نه ماه پادشاهى كرد . ابن بطريق مىگويد : نام او طافساس است و نه ماه پادشاهى كرد . سپس پروبوس [ 2 ] قيصر ، پنج سال پادشاهى كرد . ابى فانيوس گويد : نام او فروش بود . ابن بطريق و ابن راهب و صعيديون مىگويند : شش سال و مسبحى مىگويد : هفت سال و او را الاكيوس و ارفيون خوانده است . و ابن بطريق او را بروش ناميده و اوروسيوس ، فاروش پسر انطويش . و گويد كه : او بر بسيارى از بلاد ايران چيرگى يافت . ابن عميد گويد : آغاز پادشاهى او برابر با هفتمين سال پادشاهى شاپور ذو الاكتاف بود . و سال پانصد و نود و دو ، از پادشاهى اسكندر . او نيز بر نصارى سخت مىگرفت و خلق كثيرى را از آنان بكشت . خود و دو پسرش در جنگ كشته شدند . هروشيوش گويد : چون فاروش ( پروبوس ) هلاك شد بعد از او پسرش مناربان به پادشاهى نشست ، ولى در حال كشته شد . و ابن عميد از او ياد نكرده است . سپس ديوكلسين [ 3 ] يازده سال پادشاهى كرد . مسبحى گويد : بيست سال و ديگران گويند هجده سال . در سال پانصد و پنجاه و نه از پادشاهى اسكندر به پادشاهى نشست . ديگران گويند : كه او نخست در زمرهء خادمان قيصرها بود تا آنگاه كه پروبوس [ 4 ] او را بركشيد و ميرآخور خود ساخت . گويند مزمار نيكو مىزد ، چنان كه اسبان به نواى مزمار او ، مىرقصيدند . دختر پروبوس شاه ، عاشق او شد . چون پدر و برادران آن دختر مردند . روميان او را بر خود پادشاه كردند . ولى او پروبوس را به همسرى گزيد و پادشاهى را به دو سپرد و او بر همهء ممالك روم استيلا جست . قسطنطين پسر عمش بر بلاد اشيا ( آسياى صغير ؟ ) و بيزانطيه حكومت مىكرد و او در انطاكيه ماند و شام و مصر تا اقصاى مغرب از آن او بود . در سال نوزدهم پادشاهىاش ، اهل مصر و اسكندريه شورش كردند و او خلقى از آنان را كشت و به بت‌پرستى بازگشت و به بستن كليساها فرمان داد . و نصارى از او آزار فراوان ديدند . همچنين كشيش ماجرس به دست او كشته شد . اين كشيش از بطرك‌زادگان بزرگ بود . كشيش ديگرى را هم به نام ملقوس بكشت . در سال دهم پادشاهىاش ، ماربطرس بطرك اسكندريه بود ، ده سال در آن مقام ببود
هامش
[ ( 1 ) ] طانيش . [ ( 2 ) ] فروفش . [ ( 3 ) ] بقلاديانوس . [ ( 4 ) ] فاريوش .