داد تا او را براى عبادت در بيت المقدس بگذارد . اين بود خلاصهاى دربارهء مؤلف اين كتاب .
اين كتاب اخبار بيت المقدس و يهود را در اين مدت و اخبار دو دولت يهود يعنى خاندان حشمونى و خاندان هيرودوس و ديگر وقايع اين ايام را در بر دارد . و من اين وقايع و حوادث را چنان كه در آن كتاب ديدهام خلاصه كردهام . زيرا در هيچ جاى ديگر به چنين مطالبى برخورد نكردهام . و هر قومى خود به اخبار خود آگاهتر است ، البته در صورتى كه اخبارى كه پيش از آن آمده با آن معارضه نكند .
چنان كه رسول خدا ( ص ) گفت : اهل كتاب را تصديق مكنيد ، سپس گفت و تكذيب هم مكنيد ، اين امر اخير مربوط به مطالبى است در باب اخبار يهود و قصص انبياء كه از سوى خداوند نازل شده . به دليل اين آيه « و قولوا آمنا بالذى انزل الينا و انزل اليكم » بگوييد به آنچه بر ما و بر شما نازل شده است ايمان آورديم . اما در باب واقعيات مستند به حس ، خبر واحد اگر به صحت آن ظن غالب باشد كفايت مىكند . پس شايسته است كه اين مطالب را به مطالب پيشين بيفزاييم تا شرح احوال آنها از آغاز امر تا پايان تكميل شود و خدا داناتر است و من صدق اين اخبار را ملتزم نمىشوم . و اللّه المستعان .
طبرى و جز او از پيشوايان مورخان گفتهاند كه : يرميا يا ارميا پسر خلقيا از پيامبران بنى اسرائيل و از سبط لاوى ، در زمان صدقياهو آخرين پادشاهان بنى يهودا در بيت المقدس مىزيست . چون قوم در كفر و عصيان غوطهور شدند آنها را هشدار داد كه به دست بختنصر هلاك خواهند شد . بختنصر اين خبر را از او پرسيد سپس آزادش ساخت و او را همراه خود با اسيران ببرد . ارميا گفته بود كه بنى اسرائيل پس از هفتاد سال به بيت المقدس باز مىگردند و در اين هفتاد سال بختنصر و پسرش و پسر پسرش پادشاهى مىكنند و هلاك مىشوند و چون كشور كلدانيان پس از هفتاد سال تهى گردد شما در آنجا نخواهيد بود . اشعيا پسر امصيا [ 1 ] از پيامبران بنى اسرائيل نيز به آنها خبر داد كه به دست كورش پادشاه ايران به بيت المقدس باز مىگرديد .
چون كورش بر بابل مستولى شد و پادشاهى كلدانيان را برانداخت بنى اسرائيل را اجازت داد كه به بيت المقدس بازگردند و مسجدش را آبادان سازند . و در ميان مردم ندا داد كه خدا به من امر فرموده كه خانهاى بنا كنم پسر هر كه متعلق به خداوند است و سعيش در راه خدا است در بناى اين خانه سهمى بر عهده گيرد . بنى اسرائيل چهل و دو هزار تن بودند و پيشوايشان زروبابل [ 2 ] پسر شالتئيل [ 3 ] پسر يوخنيا آخرين پادشاهانشان در قدس بود ، كه بختنصر او را به
هامش
[ ( 1 ) ] در تورات : پسر اشعيا پسر آموص برادرزادهء امصبا .
[ ( 2 ) ] زريافشيل .
[ ( 3 ) ] شالتهيل .