تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
المقصد السادس فى بيان الامارات المعتبرة شرعا او عقلا . و قبل الخوض فى ذلك لا باس به صرف الكلام الى بيان بعض ما للقطع من الاحكام و ان كان خارجا من مسائل الفن و كان اشبه بمسائل الكلام لشدة مناسبته مع المقام
شرح
خود تصحيح نمايند و على اللّه التوكل و به الاعتصام .

[ مقصد ششم در بيان امارات معتبره شرعا يا عقلا كه حجت است بين مولى و عبد ]

قال المصنف المقصد السادس فى بيان الخ : در اين جلد ثانى كفايه ، بحث از ادله عقليه است و آنچه را كه بين مولا و عبد واقع مىشود از افعال بين آن دو بايد مدركى باشد كه آن مدرك اسمش حجت و اماره و دليل شرعى است كه اگر آن حجت بواقع نرسيد عذر است براى عبد و عقابى برآن از طرف مولا جايز نيست چون حجت بين طرفين است و آن حجتى را كه در اين كتاب بحث مىشود يا قطع است و يا اماره معتبره ظنيه و معناى اعتبار آن است كه آن اماره معتبر شرعى باشد و يا در مقام شك در واقع عملى را انجام بدهد با دليل شرعى كه آن عمل مطابق يكى از اصول عمليه باشد كما آنكه احكام تمام آنها در اين كتاب مفصل بيان خواهد شد ان‌شاءالله تعالى . قوله و قبل الخوض فى ذلك الخ : از بيان سابق معلوم شد كه حجت چند قسم است . اول از آنها قطع است كه آن حجيت ذاتى دارد كما آنكه بعض احكام آن را بيان خواهيم نمود اگرچه بحث از قطع و احكام آن خارج از مسائل اصول فقه است چون مسئله اصوليه نتيجه آن كبرى مسئله فقهيه واقع مىشود و قطع و احكام آن اين‌چنين نيست مثلا اگر در بحث مقدمه واجب اثبات كرديم كه مقدمه واجب واجب است شرعا و در سير براى حج مىگوييم اين سير مقدمه و حج است و مقدمه حج واجب ، واجب است پس سير براى حج واجب است باب قطع از مسئله از اصوليه خارج است چون قطع كبرى مسئله اصوليه واقع نمىشود همچنان كه بيان شد