ضرورة ان ما جرت عليه السيرة المستمرة فى مقام الاطاعة و المعصية و فى استحقاق العقوبة بالمخالفة و عدم استحقاقها مع الموافقة و لو فى صورة المخالفة عن الواقع يكون عقلا فى الشرع متبعا ما لم ينهض دليل على المنع عن اتباعه فى الشرعيات فافهم و تامل
شرح
قوله ضرورة انما جرت عليه السيرة الخ حاصل مدرك براى حجيت سيره آنست كه آن عملى كه مستمر است در سيره عقلا در مقام اطاعت و معصيت و در مقام آنها استحقاق عقوبت به مخالفت و عدم استحقاق عقوبت با موافقت و لو در صورت اطاعت و معصيت است ولى در واقع مخالف آن مىباشد نظير تبعيت قطع اين سيره مستمره در شرع مقدس عقلا متبع است و لازم است عمل به آن در شرعيات مادامىكه دليل قطعى آن بر منع آن نرسيده باشد فافهم و تأمل .
مخفى نماند وجه ديگرى براى دفع اشكال از سيره نقل شده است از مصنف ولى حق در مسئله آنست كه عمل بخبر واحد موثق به واسطه سيره عقلا اين عمل علم است نزد آنها و لذا تبعيت آن مىنمايند در تمام دينى و دنيوى همچنانى كه عمل بظواهر الفاظ حجيت آن مسلم است نزد عقلا با اينكه عمل بظواهر موجب قطع نيست براى مكلف و لذا اشكال نكرده است كسى بعد از نزول آيات شريفه و اخبار كه اين ظواهر موجب قطع نيست بلكه موجب ظن است از اين جهت مىگوييم و لو آيات شريفه سند آنها قطعى است ولى دلالت آنها ظنى است ولى ظنى كه از ظواهر الفاظ استفاده مىشود اين ظن نزد عقلا علم است كما آنكه در سند خبر اگر موثق باشد حكم علم برآن مىشود
و از اين جهت خبر موثق عند العقلاء علم است تعبدا و حكومت دارد بر آيات و اخبارى كه مانع از خبر مىباشند و موثق بودن خبر فرقى ندارد كه نفس خبر راوى آن موثق باشد يا آنكه به واسطه عمل به آن موثق شود و لو حد نفسه ضعيف پس بواسطهء