شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 261
و ذلك لان الردع بها يتوقف على عدم تخصيص عمومها او تقييد اطلاقها بالسيرة على اعتبار خبر الثقة و هو يتوقف على الردع عنها بها و الا لكانت مخصصة او مقيدة لها كما لا يخفى . دوم آنكه اگر ما تسليم كنيم اطلاق آنها را در اصول دين و فروع دين متيقن از آن آيات و اخبار خصوص ظنى است كه دليل و حجت بر اعتبار و حجيت آن نداشته باشيم اگر نگوئيم كه آن آيات و اخبار انصراف آنها بظنى است كه دليل بر حجيت آن نباشد . جواب سوم آنكه ممكن نيست آيات و اخبار مانع از سيرهء باشند الا على وجه دائر يعنى منع شدن سيره به واسطه آيات و اخبار مستلزم دور است و آن هم باطل است [ اشكال دور تمسك به سيره و رد آن به وجوهى ] قوله و ذلك لان الردع بها الخ بيان دور آنست كه منع به واسطه آيات توقف دارد كه آن آيات تخصيص يا تقييد نخورده باشند به واسطه سيره يعنى عموم آنها يا اطلاق آنها به حال خود باشد و تخصيص نخورده به سيره بر حجيت خبر ثقه و هو يتوقف يعنى تخصيص نخوردن آنها و بعموم و اطلاق خود باقى باشند توقف دارد بر منع از سيره به واسطه آيات و اين دور باطل است . و حاصل آنكه مانعيت آيات از سيره توقف دارد بر عموم آنها و عموم آنها توقف دارد بر مانعيت آنها و همين معنى است كه مصنف مىفرمايد ردع آيات توقف دارد بر ردع همان آيات و الا لكانت مخصصة او مقيدة يعنى اگر آيات بر عموم خودش باقى نباشد يا بر اطلاق خود لازم مىآيد كه سيره مخصص آيات يا مقيد آنها باشد كما لا يخفى .