صدق آن على سبيل مجاز باشد نظير جاءنى الرجل اى جاءنى كل الرجل .
سوم از براى بيان حقيقت و ماهيت و جنس است نظير الرجل خير من المرأة كه حقيقت و ماهيت جنس رجل بهتر از مرئه است و لو بعضى افراد مرئه افضل باشند از رجال .
چهارم الف و لام عهد ذهنى نظير آنكه بگويد ادخل السوق در جائى كه معهود باشد بين متكلم و مخاطب سوق .
پنجم عهد ذكرى نظير آيه شريفه
فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ
چون قبل از اين ذكر رسولى شده در آيه شريفه .
ششم عهد حضورى نظير لا تشتم الرجل براى كسى كه رجل حاضر را فحش مىدهد .
هفتم از معانى الف و لام زايده و زينت است نظير الحسن و الحسين عليهما السّلام .
هشتم الف و لام موصول است كه فقط بر سر اسم فاعل و مفعول مىباشد و على كل معانىاى براى الف و لام ذكر كردهاند اين معانى يا على نحو اشتراك لفظى است يا اشتراك معنوى است فرق بين اشتراك لفظى و معنوى زياد است من جمله آنكه اشتراك معنوى يك وضع دارد بخلاف اشتراك لفظى كه وضع آن متعدد است نظير لفظ عين كه مىگويند هفتاد و دو معنى دارد و همچنين فرق بين اشتراك لفظى و معنوى آنست كه اشتراك لفظى قرينه مانعه مىخواهد بخلاف اشتراك معنوى كه قرينهء معينه مىخواهد و لو هر دو احتياج به قرينه مىباشند و على كل حال ظاهر آنست كه خصوصيتى كه از براى معانى الف و لام ذكر شده است يا از خود الف و لام فهميده مىشود يا از قبل قرائن خارجيه من باب تعدد دال و مدلول نه باستعمال مدخول كه رجل باشد .
مثلا الرجل لفظ رجل در ماهيت خودش حقيقتا ذكر شده است نه آنكه