تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

[ در آنكه خصوصيات در صلاة معتبر است بخلاف معاجين ]

و فيه انه انما يتم فى مثل اسامى المعاجين و ساير المركبات الخارجية مما يكون الموضوع له فيها ابتداء مركبا خاصا و لا يكاد يتم فى مثل العبادات التى عرفت ان الصحيح منها يختلف حسب اختلاف الحالات و كون الصحيح بحسب حالة كما لا يخفى فتأمل جيدا .
شرح
رفته است بسوى او سكاكى در استعاره و گذشت معناى مجاز عقلى بلكه ممكن است كه بگوئيم حقيقت است در ناقص بعد از استعمال يا به يك استعمال در آن يا زيادتر از يك مرتبه و احتياج به قرينه كثرت و شهرت كما آنكه در مجاز مشهور است نداريم چونكه يك انس حاصل شده از جهة مشابهت بين آن تام الاجزاء و اين ناقص الاجزاء در صورة يا اينكه در اثر هر دو شريك هستند كما اينكه در معاجين هست كه وضع شده‌اند اول براى خصوص مركبات واجد براى تمام اجزاء و شرائط مثل ماشين يا طيارات و غيره كه مركب مىباشند از اجزاء مختلفه مثل آهن و چوب و لاستيك و غيره درحالىكه با نقصان و زياده باز صحيح است استعمال آنها به همان اسم اولى براى مشابهت در صورة يا مشاركت در اثر تنزيلا يا حقيقتا و جواب در اينجا هم اينست كه درست است اين مطلب در معاجين و مركبات خارجيه كه موضوع در آن ابتداء مركب خاص است كه تام و ناقص آن را به يك اسم مىخوانند ولى اين مطلب در بابت عبادات صحيح نيست چون در عبادات بنا بر صحيحى آن عبادت به يك حالتى صحيح است و به يك حالتى فاسد و اثر هركدام غير ديگرى است كه در صحيح آنها اختلاف هست مثلا سكنجبين صحيح آن يك مرتبه بيشتر ندارد كه مركب است از ترشى و شيرينى بخلاف صحيح صلاة كه بحسب حالات مختلف مىشوند صحيح بودن آن در چند مرتبه فاسد كما آنكه گذشت .