تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
هو نفس موضوعات مسائله عينا و يتحد معها خارجا و ان كان يغايرها
شرح

[ موضوع هر علمى متحد است با موضوعات مسائل آن ]

همان موضوع مسائل علم مىباشد نظير كلى با جزئياتش و طبيعى و افرادش مثلا موضوع علم نحو كلمه و كلام است ولى بعد از آنكه اين كلمه و كلام اصنافى و افرادى پيدا مىكند مثل آنكه مىگوئيم الفاعل مرفوع و المفعول منصوب و المضاف اليه مجرور اين‌هائى كه ذكر شد مسائل علم نحو مىباشد كه مسائل عبارت است از موضوع و محمول ولى موضوعات اين‌ها يعنى الفاعل و المفعول و المضاف اليه به تنهائى كلمه هستند يا با محمول كلام هستند . كه كلمه و كلام موضوع علم نحو است و مثلا موضوع علم فقه افعال مكلفين است ولى صلاة يكى از افعال مكلف است و حج همين‌طور و ساير موضوعات ديگر كه تماما اين‌ها افعال مكلفين هستند يعنى اصناف فعل يا افراد فعل مكلف مىباشند . قوله تغاير الكلى و مصاديقه و الطبيعى و افراده الخ و تغاير اين‌ها تغاير كلى و جزئياتش و طبيعى و افرادش مىباشد و در هر حملى محمول با موضوع بايد دوتا باشد مفهوما و تغاير داشته باشند ولى مصداقا و خارجا بايد متحد باشند مثل زيد قائم كه مفهوم زيد با قائم دوتاست و تغاير دارند ولى مصداق قائم با زيد بايد متحد باشند و الا حمل ممكن نيست قوله عن عوارضه الذاتية الخ .

[ اقسام نه‌گانه عوارضى كه حمل مىشوند بر موضوع ]

مخفى نماند اعراض كه حمل مىشوند بر معروض تقسيم نموده‌اند به نه قسم اگرچه بعضى بر هفت قسم تقسيم نموده‌اند . اول آنكه آن عرض عارض مىشود براى شىء بدون واسطه و بدون شىء ديگر و آن عارض يا مساوى معروض است مثل تعجب كه مساوى انسان است و عارض بر انسان مىشود مىتوانيم بگوئيم كل متعجب انسان و كل انسان متعجب