تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
نيست با اينكه بنا بر قانون وضع الفاظ بر هر معنائى كه وضع شده‌اند جدا از آن معنى نمىشوند چونكه اگر لفظى را استعمال نموديم ولى دال بر موضوع له خودش نبود وضع بدون فائده است . مثلا گفتيم آب بياور ولى لفظ آب معنى آب را نداد بلكه يك معناى ديگرى داد اين وضع لفظ آب بر موضوع له او بىفائده بوده است و وقتىكه فرض كرديم ما جمله خبريه بما هى هى يعنى بنفسه دال بر تحقق نسبت در واقع نيست و كاشف نيست از واقع اصلا حتى ظنا هم دال بر واقع نيست پس معنى و موضوع له اين جمله خبريه چيست بلكه اين وضع لغو است و بىفائده است و از واضع حكيم صادر نمىشود چنين وضعى و اين جمل خبريه اگرچه موقع اطلاق موجب تصور ثبوت شىء يا تصور نفى شىء در واقع مىباشد . ولى اين معنى و مدلول جمل خبريه نيست چونكه تصور نمىباشد معنى و مدلول براى جمله تصديقيه بالضرورة بلكه كلام معناى آن فائده تامه‌اى است كه صحيح باشد سكوت بر او و اين معانى كه از جمل خبريه فهميده مىشود غير از معانى تصوريه بيش از اين نيست و حال آنكه جمله خبريه معناى او معناى تصديقيه است نه تصوريه و حاصل اينكه هر لفظى بر هر معنائى كه وضع شد قانون وضع مىگويد اين لفظ نمىتواند تخلف از اين معنى كند در موقع استعمال نظير مفردات مثل زيد و عمرو و بكر و آب و نان معانى مفرده آنها كه معناى تصوريه باشد بلا اشكال در ذهن مىآيد و منفك از لفظ نمىشود پس اگر جمل خبريه وضع شده بودن براى دلالت كردن بر نسبة خارجى هرآينه مىبايست دال برآن معنى باشد لا محاله