تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
بعد از وفات ، عدّه‌اى قبل از دفن و عدّه‌اى بعد از دفن ، زنده شده به دنيا برگشتند ، سخن گفتند ، چيزها نقل كردند و بعد باز مردند . از آن جمله قصّه‌اى است كه حاكم نيشابورى در تاريخ خود در حديث حسام بن عبد الرحمان از پدرش و او از جدّش كه قاضى نيشابور بود ، روايت كرده ؛ او گفته : مردى وارد مجلس من شد ، آن‌گاه كسى به من گفت : نزد اين مرد ، حكايت عجيبى است . گفتم : اى مرد ! آن حكايت چيست ؟ گفت : من مردى نبّاش بودم ، قبرها را مىشكافتم ، زنى وفات يافت ؛ من رفتم كه قبرش را بشناسم ، پس بر او نماز كردم ، وقتى شب شد ، رفتم قبرش را شكافتم و دست دراز كردم كه كفنش را بردارم ، آن‌گاه آن زن با تعجّب گفت : سبحان اللّه ! مردى از اهل بهشت ، كفن زنى از اهل بهشت را مىكند . بعد گفت : تو از جملهء آنان بودى كه به من نماز كردند و خداى تعالى آنان را كه به من نماز كردند ، بخشيد . وقتى چنين قصّه‌اى از نبّاش نقل كرده ، در كتاب‌هاى خود نوشته‌اند ، پس چرا علماى اهل‌بيت را مثل نبّاش ندانسته ، روايتشان را قبول نمىكنند و چرا از روايات ايشان نفرت مىنمايند ، حال آن‌كه رتبهء اين زن ، پست از آنان است كه براى كارهاى بزرگ به دنيا رجوع مىنمايند ؛ چرا اين زن رجوع كرد ولى ايشان رجوع نخواهند كرد ، در حالى كه رجعتى كه علماى ما ، اهل‌بيت و شيعيان ايشان به آن معتقدند ، از جملهء آيات پيغمبر و معجزات آن حضرت خواهد بود و به كدام جهت رتبه و منزلت آن حضرت از رتبهء موسى ، عيسى و دانيال پست‌تر مىباشد ، حال آن‌كه خداوند جلّ جلاله بسيارى از مردگان را در دست ايشان زنده گرداند ؛ چنان‌كه در خصوص اين‌ها ميان علما خلاف است ، انتهى الحديث .

[ نظير قضيه نبّاش ]

تنويران في تنظيران بدان براى زنده شدن اين زن كه در قضيّهء نبّاش ذكر شد ، دو نظير است :