تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
بن خالد ، او از عبد اللّه بن حمّاد بصره‌اى ، او از عبد اللّه بن عبد الرحمان ، او از ابو عبيدهء بزّاز و او از حريز روايت كرده ، او گفته : از روى تعجّب خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم ! سبب چيست كه عمرهاى شما كمتر و اجل‌هاى شما بعضى به بعضى ديگر نزديك‌تر گرديد ، با اين‌كه اين خلايق در امور دين و دنيا به شما احتياج دارند ؟ فرمود : به درستى كه هريك از ما اهل‌بيت صحيفه‌اى دارد كه هرچيزىكه به آن احتياج دارد او بايد در مدّت عمر به آن عمل كند ، در آن ثبت شده . پس وقتى احكام آن صحيفه و چيزهايى كه به آن مأمور شده ، به آخر رسد ؛ مىداند اجلش رسيده ، در آن حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نزد او مىآيد و از مرگ و نعمت‌هايى كه براى وى نزد خداى تعالى است ، خبر مىدهد . امام حسين عليه السّلام صحيفه‌اى را كه به او داده شده بود ، خواند و چيزهاى آينده كه شدنى بود ، دانست و پاره‌اى چيزها كه از قضا نگذشته بود ، ماندند . آن حضرت به جهاد بيرون رفت و امورى كه از قضا نگذشته بودند ، اين بود كه ملايكه از خداى تعالى مسألت نمودند آن حضرت را يارى نمايند ، خداى تعالى ايشان را در اين باب مأذون كرد . آنان اندك زمانى به سبب مهيّا شدن براى قتال ، مكث و درنگ نمودند ، تا اين‌كه آن حضرت شربت شهادت نوشيد . آن‌گاه ملايكه بر زمين فرود آمدند و ديدند عمر حضرت به آخر رسيده ، كشته شده . ملايكه به درگاه خداوند كردگار عرض كردند : پروردگارا ! ما را مأمور فرمودى بر زمين فرود آييم و آن حضرت را يارى كنيم ، پس فرود آمديم و ديديم روح مطهّرش را از بدن مبارك قبض نموده‌اى . خداى تعالى به ايشان وحى فرمود : از قبّهء منورّهء آن حضرت جدا مشويد تا وقتى كه ببينيد او خروج نموده ، آن‌گاه او را يارى كنيد و از حال تا آن‌وقت بر حضرت و بر فوت يارى به او بگرييد كه يارى كردن و گريستن بر آن حضرت را مخصوص شما نمودم . پس ملايكه براى تقرّب به درگاه خداوند عالم و جزع بر فوت يارى به آن حضرت