تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
آن‌جا امّت آدم و شيث كه به هبّة اللّه ملقّب است ، گويند : به خدا سوگند ! هرآينه صحف حقّ ، اين است كه آن حضرت مىخواند . هرآينه چيزهايى به ما آموخت كه در آن صحف ندانسته بوديم ؛ چيزهايى كه براى ما مخفى مانده بود و چيزهايى كه از آن صحف سقط شده ، تبديل و تحريف گرديده بود . بعد از آن ، صحف نوح ، ابراهيم ، تورات ، انجيل و زبور را مىخواند . پس ، اهل تورات ، انجيل و زبور گويند : به خدا سوگند ! هرآينه اين حقّ صحف نوح و ابراهيم است كه اصلا از آن سقط نشده و تبديل و تحريف نيافته و به خدا سوگند ! هرآينه اين تورات جامع ، زبور تمام و انجيل كامل است و اين‌ها چند برابر كتاب‌هايى است كه ما خوانده‌ايم . سپس قرآن را تلاوت مىفرمايد ؛ آن‌گاه مسلمانان گويند : به خدا سوگند ! هرآينه اين قرآن حقّى است كه خداى تعالى به محمد صلّى اللّه عليه و إله نازل گردانيده ، از آن ، هرگز آيه يا كلمه‌اى انداخته نشده و تبديل و تحريف در آن واقع نگشته . آن‌گاه دابّة الارض ميان ركن و مقام ظاهر مىشود ، بر روى پيشانى مؤمن ، مؤمن و بر پيشانى كافر ، كافر مىنويسد . بعد از آن ، مردى كه رويش به پشت و پشتش به سينه برگردانده شده ، نزد آن حضرت مىآيد ، پشتش مىايستد و عرض مىكند : اى سيّد من ! مژده‌اى آورده‌ام ، ملكى به من امر كرد : خدمت تو بيايم و مژدهء هلاكت سفيانى را در بيدا به شما برسانم . حضرت مىفرمايد : قصّهء خود و برادرت را بيان كن ! آن مرد گويد : من و برادرم در لشكر سفيانى بوديم ، ممالك را از دمشق تا بغداد خراب كرديم ، آن‌ها را خراب گذاشتيم و كوفه و مدينه را نيز خراب نموديم . منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را در مدينه شكستيم و استرهاى ما در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فضله انداختند ، از آن‌جا بيرون آمديم درحالىكه سىصدهزار نفر بوديم و ارادهء خراب كردن بيت اللّه و قتل اهل مكّه را داشتيم . وقتى به بيدا رسيديم ، آخر شب آن‌جا منزل كرديم ، ناگاه صيحه‌كننده‌اى صيحه
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 547 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي