مترجم بحار گويد : معنى آذر بىجان به حسب لغت معلوم است ؛ چنانكه مؤلّف به طريق رمز به اين اشاره نمود . « 1 »
ايضا در كتاب مذكور از ابن عقده ، او از بعضى رجالش ، او از على بن عماره ، او از محمد بن سنان ، او از ابى الجارود و او از امام باقر عليه السّلام روايت نموده كه خدمت آن حضرت عرض كردم : نصيحتى و وصيّتى به من بفرما ! فرمود : به تو وصيّت مىكنم طريقهء تقوا را پيش گيرى و در وقت غلبه و استيلاى اين جماعت ، در خانهء خود بنشينى و بيرون نروى ، حذر كن از معاشرت كسانى كه از ما خارجاند ، زيرا ايشان نه در حقّاند و نه طالب آن .
بدان بنى اميّه سلطنتى خواهند داشت كه خلايق قادر نمىشوند ايشان را از آن باز دارند و براى اهل حقّ دولتى ظاهر خواهد شد كه خداى تعالى در وقت ظهورش آن را به هركسى از ما اهل بيت كه بخواهد ، عطا مىفرمايد ؛ هركه از شما آن را دريابد ، نزد ما بلند مرتبه مىشود و اگر پيش از ظهور او را بميراند ، هرآينه در مقابل وفاتش به او خير و اجر عطا مىفرمايد .
بدان هيچ طايفهاى براى رفع ظلم و عزيز گرداندن دين برنمىخيزد ، مگر اينكه بلا و حادثهاى او را هلاك مىگرداند ، تا اينكه طايفهاى برمىخيزد كه در جنگ بدر با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حاضر بودند ، ايشان چناناند كه كشتهء آنها دفن نمىشود ، انداختهء ايشان از زمين برداشته نمىشود و به زخم خوردهء ايشان مداوايى نمىباشد ؛ يعنى كسى كه ايشان او را بكشند ، دفن نمىشود ، كسى كه ايشان او را بيندازند ، برداشته نمىشود و كسى كه ايشان او را زخمدار نموده باشند ، مداوا كرده نمىباشد يا مراد اين است كه خود اين طايفه كشته نمىشوند ، تا اينكه دفن كرده شده باشند ، انداخته نمىشوند ، تا اين كه برداشته شوند و زخم برنمىدارند ، تا اينكه مداوا كرده شده باشند .
راوى گويد : عرض كردم : اين طايفه چه كسانى هستند ؟ فرمود : ملايكهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 194 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، صص 136 - 135 .
( 2 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، صص 195 - 194 .