[ نجات صابران ظهور ] 10 نجمة
در كتاب مذكور « 1 » از محمد بن همام و محمد بن حسن بن محمد بن جمهور ، او از پدرش ، در يكجا ، ايشان از حسن بن محمد بن جمهور ، او از پدرش ، او از سماعه ، او از ابى الجارود و او از قسم بن وليد همدانى روايت نموده ، او گفته امير المؤمنين عليه السّلام در منبر فرمود :
« اذا هلك الخاطب و راغ صاحب العصر و بقيت قلوب تتقلّب من مخضب و مجدب هلك المتمنون و اضمحل المضمحلّون و بقى المؤمنون و قليل ما يكون ثلثمائة أو يزيدون و تجاهد معهم عصابة جاهدت مع رسول اللّه يوم بدر لم تقتل و لم تمت » ؛ وقتى كسى كه طالب خلافت است يا خطيبى كه به ناحق خطبه مىخواند ؛ هلاك گرديد و صاحب عصر ؛ يعنى قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - از خلايق اعراض نمود و به تدبير خداوند عالم ، از نظرها غايب شد و پارهاى دلها ، يعنى دلهاى شيعيان در حيرت و انقلاب ماند ، به نوعى كه پارهاى از آنها در حق ، ثابت و برقرار شدند و پارهاى ديگر به حيله و گمراهى سابق برگشتند ، در آنحال كسانى كه به اين امر مىشتابند ، مدّت غيبت صاحب عصر را طولانى مىشمارند و در مقام تسليم نمىباشند ؛ پيش از آنكه فرج را ببينند ، هلاك مىشوند ؛ يعنى از عقيدهء حقّ برمىگردند .
كسانى كه در اين باب در مقام صبر و تسليماند و در عقايد خود باقى مىمانند ، مؤمنان و مخلصاناند كه جمع قليلى هستند و در عدد ، سىصد نفر يا بيشترند . خداى تعالى بهسبب قوّت ايمان و صحّت يقين ، سزاوار نموده ايشان به ولىّ او يارى كنند و با دشمنش جهاد نمايند ؛ چنانكه در روايت وارد شده : بعد از قوام به هم رسانيدن امر خلافتش ، از جانب وى ، عمّال و حكّام روى زمين خواهند شد و در ابتداى ظهور آن حضرت ، طايفهاى ايشان را در جهاد و قتال يارى مىكنند كه در جنگ بدر در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جهاد نمودند ، هرگز در جنگ نمردند و كشته نشدند ، ايشان طايفهاى
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، صص 196 - 195 .