خيلى ظاهر مىشود كه از زمان هلاكوخان از روى نجوم يا احاديث استخراج نموده و در يك رباعى سه تاريخ به رمز بيان فرموده كه تاكنون كسى در صدد شرح آن برنيامده ، مگر حقير كه لسان العلما هستم و الّا صدق لسان العلما مشكل است .
س : خيلى اميدوار شدم ، ديگرچه داريد كه قوّت قلوب بيشتر شود ؟
ج : ايضا بزرگوارى مىفرمايد :
در الف ثلثين دو قرآن مىبينم * وز مهدى و دجّال نشان مىبينم
يا ملك شود خراب يا گرد دين * سرّى است نهان و من عيان مىبينم
س : يعنى چه ؟
ج : الف به حساب ظاهر 111 مىشود ، ثلثين دو به حساب باطن كه با زبر و بيّنه حساب كنيم ، 112510650171501 جمله 1347 مىشود از بعثت ظاهرى ده سال موضوع ، تتمّه 1337 يا ثلثين جمع ثلاث است ، الف را با سه ثلاث بنويس ! 1333 دو را هم بنويس ، 1325 مىشود . بعضى نسخ مىبينيم سه قرآن بوده ، لذا 1336 مىشود و همين توجيه اولى است ؛ يعنى در هزار و سىصد و سى و پنج يا شش ، قرآن كواكب مىبينم كه بهزودى خروج و ظهور خواهند نمود يا آنكه عدد الف و ثلثين دو ( 1087 ) وز مهدى و دجّال ( 4782 ) جملهء 1337 يا مدغم در مهدى و جيم مدغم در دجّال هم حساب شود ، مطابق با رباعى اوّل او خواهد در اين سنه 1337 قرآن ، كوكب سعد و كوكب نحس را مىبينم و از مهدى و دجّال نشانه و علامت مىبينم كه هردو خروج كردهاند .
س : ديگرچه داريد .
ج : در كشكول شعرى شيخ بهايى - عليه الرحمة - از سلطان الغ بيك گوركانى نقل مىفرمايد :
بينى تو بغا ملك مغيّر گشته * در وقت غلط زيروزبرتر گشته
در سال غليب اگر بمانى بينى * ملك و ملل و ملّت و دين برگشته
س : يعنى چه ؟