بر اين مضمون اخبار مكرّر است . گنجى شرحى در دلالت امامت آن حضرت براى عيسى و افضليتش بر آن جناب بيان كرده كه امام بايد اقرء و اعلم و اصبح باشد ، به بيانى كه ما حاجتى به ذكر آن نداريم .
در عقد الدرر « 1 » از آن جناب مروى است كه فرمود : مهدى عليه السّلام ملتفت مىشود كه عيسى بن مريم عليه السّلام نازل شده و گويا از مويش آب مىچكد . مهدى عليه السّلام به او مىفرمايد :
مقدّم شو و بر مردم نماز كن !
عيسى مىگويد : نماز براى تو بيان شده ، پس عيسى ، خلف مردى از فرزندان من نماز مىكند ، چون نماز كرد ، مىنشيند و عيسى در مقام با او بيعت مىكند .
نيز از سدى روايت كرده كه آن جناب فرمود : مهدى عليه السّلام و عيسى عليه السّلام وقت نماز جمع مىشوند ، حضرت به عيسى مىفرمايد : پيش بيفت ! عيسى مىگويد : تو به نماز سزاوارترى . عيسى به اقتدا در عقب آن حضرت نماز مىكند . « 2 »
در اخبار خاصّه اين مضمون به نظر رسيده و بر فرض صحّت امر حضرت ، آن جناب را به تقديم ، نظير امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه در شب معراج جبرييل را به تقديم در نماز امر كرد و جبرييل امتناع نمود و گفت : ما از آن روز كه به سجده براى آدم مأمور شديم ، بر آدميان مقدّم نمىشويم . « 3 »
لذا شايد مقصود ، كشف افضليّت خود بر عيسى براى خلق ، به لسان خود آن جناب است ، نه به مجرّد تقدّم در نماز كه به قواعد بسيارى از اهل سنّت ، فضلى در آن نيست و جواز نماز را خلف هر برّ و فاجرى روايت كنند و كلام نبىّ خود را فراموش كنند كه هرگز رستگار نمىشود قومى كه ايشان را كسى پيش بيفتد و در ميانشان كسى باشد كه از آنكه ايشان را پيش افتاد ، افضل باشد .
هامش
( 1 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، صص 230 - 229 .
( 2 ) . همان ، ص 234 .
( 3 ) . تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 277 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 3 ، ص 126 .