موسى گفت : پروردگارا ! مرا قائم آل محمد عليه السّلام بگردان ! به او گفتند : بهدرستىكه اين قائم از ذرّيّهء احمد است . سپس در سفر ثانى نظر كرد ، در آن مثل اين را يافت ، آنگاه در سفر ثالث نظر كرد ، در آن مانند اين ديد و همان سخن را گفت ؛ همان جواب را به او دادند . « 1 »
در مهيّج الاحزان « 2 » از كتاب نور العين روايت كرده كه حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام در شب عاشورا به اصحاب فرمود : جدّم مرا خبر داد كه فرزندم حسين غريب و بىكس و تشنه در بيابان كربلا كشته خواهد شد ، پس كسى كه او را يارى كند ، به تحقيق مرا يارى كرده و فرزندش قائم منتظر عليه السّلام را يارى نموده .
[ كلام حضرت امير ( ع ) به كميل ]
در بشارة المصطفى « 3 » عماد الدين طبرى و تحف العقول و بعضى نسخ نهج البلاغه از امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه به كميل فرمود : اى كميل ! هيچ علمى نيست مگر آنكه من آن را مفتوح مىنمايم و هيچ سرّى نيست مگر آنكه قائم آن را ختم مىكند ، در نسخه هيچ سرّى و به روايتى هيچ چيز نيست مگر آنكه آن جناب آن را ختم نمايد .
چه دانستى كه همهء انبيا و اوصيا كه براى عمارت قلوب و تحليّهء آنها به نور ايمان و تطهير و تزكيهء آنها از قذارات و دنايس عقايد و اخلاق مبعوث شدند و بهجهت موانع بسيار از اظهار تمام اسباب انكار و بيان رموز و اسرار متمكّن نشدند و پيوسته خلق را به آنجناب و عهد سلطنت و رياست او وعده ، بشارت ، ارجاع و حوالت فرمودند كه پس از آن دولتى نباشد . نبايد چيزى بماند كه آن جناب نفرمايد و به خلق نرساند و ايشان را بهسوى خداوند نكشاند ؛
چنانكه خداى تعالى به همين نحو در آيه ، وعدهء استخلاف بيان فرمود كه ديگر
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 240 .
( 2 ) . مهيج الاحزان ، ص 98 ، مجلس چهارم .
( 3 ) . بشارة المصطفى ، ص 51 .