گفتم : بلى ، اى پروردگار من !
تا اينكه خداى تعالى فرمود : بهدرستىكه تو را خلق كردم و على ، فاطمه ، حسن ، حسين و ائمّه از اولاد او را ، از اصل نورى از نور خود خلق نمودم ، تا آنكه فرمود : اى محمد ! دوست دارى ايشان را ببينى ؟
گفتم : بلى ، اى پروردگار من !
فرمود : به جانب راست عرش التفات كن . چون نگاه كردم ، على و فاطمه را ديدم و تا حسن بن على شمردند و مهدى را ميان آب تنكى از نور ديدم كه ايستاده بودند و نماز مىكردند و ميان ايشان مردى ؛ يعنى مهدى عليه السّلام مىدرخشيد ؛ چنانكه گويا كوكب درخشنده بود .
مستور نماند كه اختلاف مضمون اخبار معراج ، نه بهجهت اختلاف مضمون يك خبر و بهجهت تعدّد راوى ، حفظ بعضى و نسيان ديگرى و اسقاط سوّمى و غير آن از اسباب اختلاف است ، بلكه محمول بر تعدّد معراج است كه در همهء آنها بر امر ولايت تأكيد مىشد .
در خصال صدوق « 1 » مروى است كه صد و بيست مرتبه آن جناب را عروج دادند و هيچ مرتبهاى از آن مراتب نبود الّا آنكه خداى تعالى در آن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را به دوستى و ولايت على بن ابى طالب و باقى ائمّه عليهم السّلام سفارش فرمود ، زيادتر از آنچه آن حضرت را به باقى فرايض سفارش فرمود .
نيز در مقتضب ، « 2 » خبر ديگرى از جناب باقر عليه السّلام در ذكر ائمّه عليهم السّلام در شب معراج و ديدن انوار ايشان روايت كرده ، تا آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على را ديدم و تا حسن بن على عليهم السّلام شمردند و الحجّة القائم ؛ گويا ستارهء درخشانى ميان ايشان بود . گفتم : اى پروردگار من ! آنها كيستند ؟
فرمود : اينها ائمّهاند و اين قائم ، حلال مرا ، حلال مىكند و حرام مرا ، حرام مىكند
هامش
( 1 ) . الخصال ، ص 601 .
( 2 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 24 .