ناخوش شود ، در اعمّ امور و اغلب احوال دست مزار باب دستان را زابود و استيلا و استقلال ، براى فاجران و كافران باشد و پشت حق ، ضعيف و دست باطل قوى شود ، اوباش عيبپاش آن دور زمان ، اهل فضل را فضول خوانند و فاسق اثيم و مفسد زنيم را جوان كريم و جواد عظيم نام نهند . در آن زمان براى بازار نفاق انفاق تمام باشد و در آفاق براى بضاعت وفاق ، كسادى پديد آيد ، نفس بر نفس برايا ، غالب و حسد بر جسد آدميان مستولى شود .
علامت هشتاد و هفتم : [ هر قرنى كه تالى قرن ديگرى باشد ؛ يعنى از عقب آن قرن درآيد ، قرن اوّلين را لعنت و نفرين كنند ]
هر قرنى كه تالى قرن ديگرى باشد ؛ يعنى از عقب آن قرن درآيد ، قرن اوّلين را لعنت و نفرين كنند و به امورى كه از قرن نخستين صادر شده به چشم رضا ننگرند و به هيچوجه آنها را پسنديده نشمرند ، به مقتضاى كلّ امّة ، لعنت اختها ، رأى صايب و ذهن ثاقب را مخصوص خود دانند و ما تقدّم را به بلاهت و غباوت منسوب نمايند .
قرونى كه اندر پى يكديگر * يكى رفت و ديگر رسد بر اثر
چه قرن نخستين به سر مىرسد * به دنبال قرن دگر مىرسد
هر آنكس كه آمد به آخر پديد * به حرف نخستين قلم دركشيد
بنايى كه پيشينيان ساختند * بكندند و طرح نو انداختند
اگر هوشمندى ، شنو اين نفس * نه تمجيد خود كن ، نه تجهيل كس
تو دانى كه قرنى كه آمد نخست * به شاه رسل قرب او شد درست
چه خير القرون ، قرن آن حضرت است * تفاخر به مقدار آن قربت است
به ميزان عقل آن بود با عيار * كه نقدش ز غفران بود پايدار
فضيلت به مقدار ديندارى است * نه از چاپلوسى و طرّارى است
علامت هشتاد و هشت : [ مردمان آن زمان از شدّت بلا و امتحان به حال مردگان غبطه برند ]
مردمان آن زمان از شدّت بلا و امتحان به حال مردگان غبطه برند و انا فانا از روى مرگ خود خورند ؛ چنانكه ابن مسعود از پيغمبر محمود روايت نموده كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم ، مىفرمود : هرآينه براى امّتهاى من زمانى مىآيد كه مرد در آن زمان به سبب سبك و كم شدن خيرات به مردن غبطه مىخورد ؛