علايم عامّهء ظهور آن جان جهان وارد شده كه حضرات اهل سنّت و جماعت ، آنها را مثل وجود خود حضرت مهدى موعود و ظهور حضرتش ، از علايم قيامت كبرا به شمار مىآورند .
به اعتبارى نيز چنين است كه ظهور حضرت حجّة از علايم قيامت است بعد از اين كه جدّش حضرت رسول مختار بفرمايد : أنا و الساعة كهاتين و به انگشت سبّابه و وسطاى خود اشاره فرمايد ، « 1 » پس ظهور آنجناب به طريق اولى از علايم قيامت است .
كيف كان چون اين علايم عامّه را بعض از دانشمندان ، عنوان نموده و ذيل هركدام از آنها نصايح فصيح ، نكتهء صحيح ، لطايف شريف و اشارات مليحى بيان فرموده ، لذا خوش دارم آنها را در اين عجالت به عين عبارات او و به رسم ارمغان براى خلّص اخوان ايراد نمايم . عبارات دلپسند آن دانشمند چنين است :
علامت اوّل : [ سهل انگارى در صلوات ]
صلوات را كه عمدهء عمد ايوان دين و غرّهء جبههء اسلام است ، سهل انگارند ، اقامت او را در چشم سبك دارند و از فرط غفلت و غايت غباوت نشناسند كه تارك الصلاة ملعون و تهديد و عيد من ترك الصلاة متعمّدا فقد كفر را از ساحت ضمير محو نمايند و عقب نماز قصّهء نياز به حضرت پادشاه بىانباز را عرض ندارند ، لاجرم عذاب آن در آخرت از هرچه عظيمتر و عقاب آن در عقبى از هرچه اليمتر به ايشان عايد گردد ، نعوذ باللّه تعالى من ذلك .
علامت دوّم : [ از بين رفتن مايهء امانت و سرمايهء ديانت ]
قوام بدنام از مايهء امانت و سرمايهء ديانت تهىدست شوند ، طلب غدر و خيانت از لوازم شمارند و از استماع فرمان
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 2 » صماخ اسماع مسدود دارند .
علامت سوّم : [ ورود غل و غش و هجو و فحش بين اهل سوق ]
تجّار روزگار و اهل سوق و بازار ازار ، از او هميان دار بر ميان محكم كنند ، ترك مساهله را در فنون معامله واجب بينند ، هجو و فحش در بيع و شراء
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 3 ، حلية الابرار ، ج 1 ، ص 423 ؛ الكافى ، ج 3 ، ص 484 .
( 2 ) . سوره نساء : آيه 58 .