مراد از نفس محترم ، نفس زكيّه ، روز محترم ، روز جمعه و بلد محترم ، مكّهء معظّمه باشد .
بعد از آن فرمود : سوگند به آن خدايى كه دانه را شكافته و انسان را خلق كرده هرآينه بعد از قتل نفس محترم ، جز يازده شب سلطنتى براى انسان نمىباشد .
عرض كرديم : آيا اين پيش از آن يا بعد از آن ، امر ديگرى واقع خواهد شد ؟
فرمود : در ماه رمضان صيحهاى مىرسد كه خوابيده را بيدار مىكند ، بيدار را به فزع و اضطراب و دختر مستوره را از منزلش بيرون مىآورد . « 1 »
ايضا ابن عقده ، او از محمد بن فضل و سعدان بن اسحاق و احمد بن حسين بن عبد الملك و محمد بن احمد ، در يكجا و ايشان از ابن محبوب محمد بن ابراهيم گفته كه كلينى از على بن ابراهيم ، او از پدرش و محمد بن يحيى ، ايشان از على بن عيسى و على بن محمد و غير او ، ايشان از سهل در يكجا او از ابن محبوب ، او از عمرو بن ابى المقدام و او از جابر كه گفته :
حضرت باقر عليه السّلام در تفسير آيهء شريفهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها
« 2 » فرمود : اى جابر ! به زمين بچسب ، در جاى خود بنشين و دست و پايت را مجنبان ! تا وقتىكه آن علامتها و نشانهها را كه الآن برايت ذكر مىكنم ، ببينى ؛ اگر عمر تو آنها را دريابد ، اوّل آنها اختلاف بنى عبّاس باهم است و نمىبينم كه تو آن زمان را دريابى ، لكن بعد از من اينها را نقل كن . نداكننده از آسمان ندا مىكند ، صداى فتح از سمت دمشق به شما مىآيد ، دهى از دهات شام كه جابيه نام دارد به زمين فرو مىرود و طايفهاى از مسجد دمشق - كه سمت دست راست است - مىافتد و طايفهاى از ناحيهء ترك خروج مىكند و عقب آن ، هرج و مرج اهل روم واقع مىشود و برادران ما كه از طايفه تركاند ، رو مىآورند ، تا اينكه در نهر جزيره فرود مىآيند ، نيز طايفهاى از اهل روم كه خروج
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 258 .
( 2 ) . سوره نساء : آيه 45 .