به نيابت حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - حجّ كند ؛ چنانكه در آنوقت عادت شيعيان چنين بود .
ابو محمد قدرى از آن زر را به آن پسر فاسد داد و او را با خود برد كه براى حضرت حجّ كند ، وقتى از حجّ برگشت ، نقل كرد كه در موقف ؛ يعنى عرفات ، جوان گندمگون نيكو هيأتى را ديدم كه مشغول تضرّع و ابتهال و دعا بود ، چون نزديك او رسيدم ، به من التفات نمود و فرمود : اى شيخ ! آيا حيا نمىكنى ؟
گفتم : اى سيّد من ! از چهچيز حيا كنم ؟
فرمود : به تو حجّت حجّ مىدهند براى آن كسى كه مىدانى و تو آن را به فاسقى مىدهى كه خمر مىآشامد ! نزديك است كه اين چشم تو كور شود .
بعد از برگشتن ، چهل روز نگذشت ، مگر آنكه در همان چشمى كه به آن اشاره شد ، جراحتى بيرون آمد و از آن جراحت ، چشمم ضايع شد .
[ تعظيم شنيدن اسم مبارك ] 6 نجمة
ايضا ششمين تكليف عباد ، برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك آن حضرت است ، خصوصا اگر به اسم مبارك قائم - عجل اللّه تعالى فرجه - باشد ؛ چنانكه سيرهء تمام اصناف اماميّه - كثرهم اللّه تعالى - در جميع بلاد از عرب ، عجم ، ترك ، هند و ديلم بر آن مستقر شده و اين خود از وجود مأخذ و اصلى براى اين عمل كاشف باشد ؛ اگرچه تاكنون به نظر نرسيده ، لكن از چندنفر از علما و اهل اطّلاع مسموع شد كه ايشان خبرى در اين باب ديدند .
بعضى از علما نقل كردند كه اين مطلب را از عالم متبحّر جليل ، سيّد عبد اللّه ، سبط محدّث جزايرى سؤال كردند و آن مرحوم در بعضى از تصانيف خود جواب دادند خبرى ديدند كه مضمون آن ، اين است :
روزى در مجلس حضرت صادق عليه السّلام اسم مبارك آن جناب برده شد . حضرت به