تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
حضرت از آن مرض شكايت نمود به او امر فرمود اين را بنويسد ، بشويد و بيآشامد ، حسب الامر عمل نمود و عافيت ديد ، آن دعا اين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « بسم اللّه دواء و الحمد للّه شفاء و لا إله الّا اللّه كفاء هو الشّافى شفاء و هو الكافى كفاء اذهب البأس بربّ النّاس شفاء لا يغادر سقم و صلّى اللّه على محمّد و آله النّجبآء . »

[ شيخ على مكّى ] 18 ياقوتة

خواب حاجى شيخ على مكّى است . علّامهء مذكور ، در كتاب مزبور « 1 » از كتاب كلم الطيّب و الغيث للصيّب كه از مؤلّفات سيّد جليل ، سيّد عليخان شارح صحيفه و صمديّه است ، نقل فرموده كه او گفته : به خطّ بعض اصحاب خود از سادات اجلّاى صلحاى ثقات ديدم كه او نوشته بود : در ماه رجب سال هزار و نود و سه هجرى ، از اخ في اللّه و المولى الصدوق العالم العامل ، جامع الكمالات الانسيّه و الصفات القدسيّه ، امير اسماعيل بن حسين بيك بن على بن سليمان الجابرى الانصارى - انار اللّه برهانه - شنيدم كه گفت : از شيخ صالح متّقى متورّع ، حاجى شيخ على مكّى شنيدم كه او گفت : به تنگى معيشت و كثرت ديون و شدّت طلبكار مبتلا شدم ، به حدّى كه ترسيدم ، مرا بكشند يا از تنگى و غصّه بميرم . ناگاه دست به جيب خود كرده ، دعايى در آن ديدم ، بدون آن‌كه خود گذاشته باشم يا كسى را ديده باشم كه آن را در جيب من گذاشته باشد . از مشاهدهء آن ، بسيار متعجّب و متحيّر شدم ، پس در خواب مردى را در زىّ صلحا و زهّاد ديدم كه به من گفت : يا فلان ! دعاى تو را به تو داديم ، آن را بخوان تا از تنگى و شدّت خلاص گردى ، من او را نشناختم و تعجّبم زياد گرديد . دفعهء ديگر حضرت حجّت عليه السّلام را در خواب ديدم كه فرمود :
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص ؛ بحار الانوار ، ج 53 ، ص 226 - 225 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 688 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي