تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
نشد و با گريه و تفكّر بيرون رفتم ، در دلم افتاد به آن سمتى بروم كه در خواب به آن‌جا رفتم . چون به محلّهء دار بطّيخ رسيدم ، مرد صالحى ديدم كه اسمش آقا حسن و ملقّب به تاج بود . وقتى به او رسيدم ، بر او سلام كردم . گفت : يا فلان ! كتب و قضيّه‌اى نزد من است كه هر طلبه‌اى از آن‌ها مىگيرد ، به شروط وقف عمل نمىكند و تو به آن عمل مىكنى ، بيا و به اين كتب نظر كن و هرچه را به آن محتاجى برگير ! پس با او به كتابخانه‌اش رفتم . اوّلين كتابى كه به من داد ، همان بود كه در خواب ديده بودم ، شروع به گريه و ناله كردم و گفتم : مرا كفايت مىكند و در خاطر ندارم خواب را برايش گفتم يا نه . نزد شيخ آمدم و شروع كردم به مقابله با نسخه‌اى كه جدّ پدر او از نسخهء شهيد نوشته بود و شهيد نسخهء خود را از نسخهء عميد الرؤسا و ابن سكون نوشته بود و با نسخهء ابن ادريس بدون واسطه يا به يك واسطه مقابله كرده بود و نسخه‌اى كه حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - به من عطا فرمودند ، از خطّ شهيد نوشته شده بود و با آن نسخه نهايت موافقت را داشت ؛ حتّى در نسخه‌هايى كه در حاشيهء آن نوشته شده بود ، بعد از آن‌كه از مقابله فارغ شدم ، مردم نزد من شروع به مقابله كردند و به بركت عطاى حجّت - عجّل اللّه فرجه - در بلاد ما صحيفهء كامله‌اى گرديد و مانند آفتاب در هر خانه ، مخصوصا در اصبهان طالع شد ، زيرا اكثر مردم ، صحيفه‌هاى متعدّد دارند و اكثر ايشان ، صلحا و اهل دعا و مستجاب الدعوه شدند و اين آثار معجزه‌اى از حضرت صاحب عليه السّلام است و آن‌چه خدا به سبب صحيفه به من عطا فرمود ، نمىتوانم احصا كنم . « 1 »

[ خواب سجاده‌چى آقاى بهبهانى ] 2 ياقوتة

خواب سجّاده بردار آقاى بهبهانى است . العالم الربّانى و الفاضل الصمدانى ، الحبر الملّى آقا آخوند ملّا على قزوينى ، صاحب
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 278 - 276 .