من بيفتد ، هر آينه مرا به مردم نشان مىدهد و هركس مرا به مردم نشان داد ، هر آينه باعث قتل من شود و هركس باعث قتل من شد ، هر آينه مشرك خواهد شد ، در آن حال دست از جستجو برداشتم و به منزل خود برگشتم .
[ على بن بابويه ] 49 ياقوتة
در اين باب است كه على بن بابويه خطّ آن جناب را در خصوص رفتن به مكّه و نرفتن او ديده است .
در بحار « 1 » از كتاب غيبت از جماعتى از حسين بن على بن بابويه قمى ره روايت كرده ، گفت : جماعتى از اهل بلد ما در سال خروج قرامطه يعنى خارجيان آن سالى كه ستارگان پراكنده شده بودند و ايشان در بغداد اقامه داشتند ، به من خبر دادند : پدرت به شيخ ابو القاسم حسين بن روح مكتوبى نوشت و در آن مكتوب ، براى حجّ رفتن ، اذن سفر خواسته بود . در جواب بيرون آمد : امسال بيرون مرو ! آنگاه پدرت دوباره نوشت :
حجّى كه مىخواهم بكنم ، به سبب نذر بر من واجب شده ، آيا بازماندنم از آن جايز است ؟
جواب آمد : اگر در رفتن ناچارى ، با قافلهء آخر برو ! پدرم با آن قافله رفت و از قتل و غارت در امان ماند كسانى كه در قافلههاى پيشين رفته بودند ، همه كشته شدند .
[ محمد بن جعفر ] 50 ياقوتة
در اين باب است كه محمد بن جعفر خطّ مبارك آن حضرت را در خصوص قبولى دكّاكين محمد بن هارون همدانى ديده است .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 293 .