ناگاه طفلى به ما نمود ؛ گويا پارهء ماه بود و شبيهترين مردم به امام حسن عسكرى عليه السّلام بود .
فرمود : اين بعد از من امام شماست و خليفهء من بر شماست ، او را اطاعت كنيد و بعد از من متفرّق و پراكنده نشويد كه در خصوص دين خود به هلاكت مىرسيد . آگاه شويد بعد از اين روز ، ديگر اين مولود را نخواهيد ديد ، تا وقتى كه مدّتى از عمر او بگذرد ، پس عثمان هرچه مىگويد ، قبول كنيد ، او خليفهء امام شماست و در حديث ديگر است كه امر با او است ، انتهى . « 1 »
[ جعفر كذّاب ] 15 ياقوتة
از جملهء آنان جعفر كذّاب است كه دو مرتبه كه بنابر بعضى از اخبار ، يك مرتبهء آن زمان حضرت عسكرى عليه السّلام بود .
چنانكه در كتاب الغيبه « 2 » به سند او از قنبرى كه از اولاد قنبر كبير ، غلام امام رضا عليه السّلام مىباشد ، روايت كرده : در ميان من و كسى ذكر جعفر رفت ، او را دشنام داد .
گفتم : غير از جعفر ، امامى هست ؟ آيا غير او را ديدهاى ؟
گفت : من نديدهام و لكن غير از من كسى او را ديده .
گفتم : آنكه او را ديده كيست ؟
گفت : او جعفر است كه او را دوبار ديده و او در اين باب حكايتى دارد .
اين ناچيز گويد : يك دفعهاش بنابر بعضى از اخبار ، زمان حضرت عسكرى عليه السّلام بوده و شايد مراد از دفعهء ديگرش ، حكايت منقولهاى از ابو الاديان باشد كه آن حضرت عبايش را گرفت ، او را كشيد و از نماز كردن بر جنازهء پدر خود مانع شد و در جاى او ايستاد و اقامهء نماز نمود ؛ چنانكه ذكر خواهد شد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 358 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 347 - 346 .
( 2 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 248 .