سعد گويد : عرض كردم مرا از فاحشهء مبيّنه خبر ده كه هرگاه زن مطلّقه در ايّام عدّه مرتكب آن شود ، براى زوج جايز باشد او را از خانهء خود بيرون كند .
فرمود : مراد از آن ، در آيهء شريفه ، مساحقه باشد ، نه زنا ، زيرا اگر زنا دهد و اقامهء حدّ بر او نمايند ، مانع از شوهر كردن او نشود و اگر مساحقه نمايد ، او را سنگسار كنند و سنگسار رسوايى باشد و خدا هركس را رسوا نمود ، از خود دور كرده و ديگرى نرسد كه به او نزديكى كند .
گفتم : يابن رسول اللّه ! مرا از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله خبر ده كه به موسى فرمود :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
« 1 » ؛ زيرا فقهاى دو طايفه ، گمان دارند آن نعلين از پوست حيوان مرده بوده كه خدا به كندن آن امر فرموده .
فرمود : كسى كه اين را گفته ، بر موسى افترا بسته و او را در نبوّت خود جاهل شمرده ، زيرا از دو امر خالى نيست ، يا نماز موسى در آن جايز بوده يا نه ، اگر جايز بوده ، پوشيدن آنهم در بقعهء مباركه جايز باشد ، چون خدا آن بقعه را مباركه فرموده ، مقدّسه و مطهّره نفرموده و اگر هم مقدّسه و مطهّره باشد ، از نماز ، مقدّس و مطهّرتر نباشد و اگر نماز موسى ، در آن جايز نبوده ، لازم آيد موسى ، حلال را از حرام جدا نكرده باشد و آنرا كه نماز در آن جايز باشد ، از آنچه نماز در آن جايز نباشد ، ندانسته و اين كفر باشد .
عرض كردم : اى مولاى من ! از تأويل آن مرا خبر ده !
فرمود : چون موسى در وادى مقدّس با خدا مناجات نمود ، عرض كرد : من محبّت خود را براى تو خالص كردهام و دل خود را از ماسواى تو پاك نمودهام ، حال آنكه موسى به اهل خود محبّت شديدى داشت .
پس خدا فرمود : اگر مىخواهى محبّت تو براى ما خالص شود و دلت از ميل به ما سواى من شسته شود ، نعلين خود را بيرون كن و محبّت اهلت را از دل بكن .
عرض كردم : يابن رسول اللّه ! از تأويل
كهيعص
مرا خبر ده .
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيه 12 .