به اسم و نسب او با دعاى خير در حقّ او آمد .
ديگر مردى از اهل بلخ به انگشت خود حاجتش را نوشت ، بدون آنكه جواب توقيع و حاجتش روا شد ، خبر دادند اين مال بالاى صندوقى بود ، دزد داخل خانه شد و همهء مالها را برد غير از اين وجه .
ديگر على بن محمد شمشاطى ، بر اخبار غيبت اطّلاع يافت .
ديگر ابى القاسم بن ابى الحابس ، معجزاتى ديد .
ديگر محمد بن محمد فقرى .
ديگر محمد بن يزدادى .
ديگر محمد بن سعيد .
ديگر محمد بن كشمرد ؛ كما فى الخرايج .
ديگر ابو على نيلى .
ديگر حسين بن اسماعيل كندى .
ديگر ابى القاسم بن ابى جيش .
ديگر زنى از اهل آبه ، مالى نزد ابن روح برد و از او معجزه ديد .
ديگر حسن بن محمد بن قطاة صيدلانى ، وكيل موقوفات در واسط .
ديگر محمد بن على بن متّيل به فتح الميم و تشديد التا ؛ كما في ايضاع الاشتباه ؛ پارچهء كفن با كافور و اجرت قبركن به او داده شد كه براى محمد بن عبد اللّه عامرى به واسط ببرد كه به وفات او اخبار فرمود .
ديگر ابو الحسن على بن احمد عقيقى است ، سال دويست و نود و هشت ، ابى القاسم بن روح ، دستمالى به او داد و گفت : هروقت غمى به تو رسيد ، اين دستمال را بر روى خود بكش ، تا زايل شود ، زيرا اين دستمال مولاى تو است ، معجزات ديگرى نيز ديد كه آن در باب بيستم از مجلّد سيزدهم بحار مسطور است .
ديگر مرد بزّاز قمى كه شريك مرجى داشت ، جامهء مشتركى را به اذن شريك فرستاد ، آنجامه ، دو نيمه شد ، نيمهء مرجى را پس داد و توقيع آمد به
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 171
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص١٧١