طعن بزند و به او عيب نسبت دهد ؛ چون طعن زدن ضدّ ، شنوندگان را بر اين وامىدارد كه فضيلت ولىّ را جستجو نمايند و به اين سبب فضايل ولى ظاهر مىشود . پس ضدّ ، افضل از ولى است ، زيرا اظهار فضل ولى جز به وسيلهء ضدّ او ممكن نيست .
اين طريقه و مذهب را از زمان آدم اوّل تا آدم هفتم جارى كردهاند ، چون ايشان به هفت عالم و هفت آدم قايلاند و از آدم هفتم ، به موسى و فرعون ، محمد و على با ابى بكر و معاويه ، تنزّل نمودهاند ؛ يعنى فرعون را از موسى ، ابو بكر را از محمد و على و معاويه را از على افضل دانستهاند و در خصوص خود ضدّ ، اختلاف كردهاند .
جماعتى بر اين رفتهاند كه ولىّ ضدّ را نصب مىكند و خودش ضدّ را وامىدارد با او معارضه كند ؛ چنانكه جماعتى از اهل ظاهر گفتهاند : على بن ابى طالب - صلوات اللّه عليه - خودش ابو بكر را در اين مقام نصب كرد .
بعضى ديگر گفتهاند : چنين نيست ، بلكه ضدّ قديم است و هميشه با ولىّ بوده ، نيز گفتهاند : مراد از قائمى كه اهل ظاهر گفتهاند از اولاد يازدهم است و قيام خواهد نمود ، ابليس است ؛ زيرا خداى مىفرمايد :
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ *
« 1 » ؛ همهء ملايكه جز شيطان به آدم سجده نمودند .
سپس خداوند عزّت ، گفتهء شيطان را حكايت مىفرمايد :
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
« 2 » ؛ هرآينه در راه راست شريعت و دين تو مىنشينم تا بندگانت را فريب داده ، گمراه كنم .
پس اين آيه به زعم باطل ايشان بر اين دلالت دارد كه ابليس ، وقتى به سجده مأمور گرديد ، قائم يعنى ايستاده بود و پس از آن گفت : در راه راست تو مىنشينم . . . ، تا آخر آيه .
بنابراين قائمى كه اهل ظاهر قايلاند ، ابليس است . اشعارى از ايشان كه ضدّ ممدوح است ، در غيبت طوسى و جلد سيزدهم بحار نقل شده ، هركس طالب باشد ، به آنها رجوع كند .
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيه 30 - 31 ؛ سوره ص ، آيه 73 - 74
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 16 .