پس از آن غالى شده ، ملحد گرديد .
اين ناچيز گويد : بنابر آنچه علّامه بهبهانى الاغا محمد باقر ، در تعليقهاش بر كتاب رجال مرحوم ميرزا محمد استرآبادى ، مشهور به رجال كبير فرموده : مخمسّه طايفهاى از غلاتاند كه مىگويند : اين پنج نفر كه سلمان ، ابو ذر ، مقداد ، عمّار و عمر بن اميّة الضمرى مىباشند ، به مصالح عالم از جانب حضرت ربّ الارباب و مالك الملوك موكّلاند .
[ ارتداد شلمخانى ] 22 صبيحة
ايضا در آن كتاب « 1 » آمده : يكى از مدّعيان كاذب سفارت آن حضرت در غيبت صغرا ، محمد بن على شلمغانى معروف به ابن غراقر است كه اوّل به حلول روح حضرت رسول به جسد ابا جعفر محمد بن عثمان ، از نوّاب اربعهء حضرت حجّت و به حلول روح امير المؤمنين عليه السّلام به بدن شيخ ابى القاسم حسين بن روح ، نايب ديگر قايل گرديده است .
آن ملعون خواست اين عقيده را در قلوب شيعيان رسوخ دهد تا آن را براى ادّعاى حلول بارى در بدن او وسيله قرار دهند ؛ چنانكه حلّاج اين ادّعا را نمود . آنگاه به دست شيخ ابو القاسم مذكور ، توقيعى از حضرت حجّت بيرون آمد كه آن ملعون ، لعن و از او تبرّى شود ، نيز از كسانى كه به گفتهء او راضى شده ، با وى سخن گفتهاند و از كسانى كه بعد از شناختن اين توقيع ، به گفتهء او راضى شوند ، از او متابعت كنند و در دوستىاش باقى باشند ، دورى جسته شود .
از جمله اعتقادات فاسد شلمغانى ملعون كه در غيبت طوسى ذكر شده ، اين است كه آن لعين ، اعتقاد داشت كسى كه با ولىّ ، ضدّ و طرف مقابل باشد ، ممدوح و پسنديده است ، زيرا ولىّ نمىتواند فضل خود را اظهار كند ، مگر اينكه ضدّش در خصوص او
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، صص 407 - 406 .