عالم پرسيد : چه نام دارى ؟
گفت : موسى .
پرسيد : پسر كيستى ؟
گفت : پسر عمران .
گفت : عمران پسر كيست ؟
گفت : پسر قاهث ، پسر لاوى ، پسر يعقوب .
گفت : براى چه آمدهاى ؟
گفت : براى پيغمبرى از جانب خدا . پس عالم برخاست و دستش را بوسيد . موسى پياده شد ، در ميان ايشان نشست ، ايشان را تسلّى داد ، ايشان را به چند امر از جانب خدا مأمور گردانيد و فرمود : متفرّق شويد . از آنوقت تا فرج يافتن ايشان به واسطهء غرق شدن فرعون ، چهل سال بود .
تنبيه للنبيه
بدان اگر آن موسى كه با خضر نبى ملاقات نموده - چنانكه قصّهء آنها در قرآن مجيد و فرقان حميد مذكور است - همين موسى بن عمران باشد ؛ اين نيز يكى از غيبتهاى آن جناب به شمار مىآيد ، چراكه بنابر تصريح صاحب ناسخ ، مدّت مصاحبت ايشان در مجمع البحرين كه ملتقاى بحر روم و فارس است ، هجده روز بوده و بديهى است در اين مدّت از قوم خود كه در اراضى شامات بودند ، غايب گرديده .
اگر آن موسى بن ميشا يا منسى بوده كه فرزندزادهء يوسف و دويست سال قبل از حضرت موسى بن عمران بوده - چنانكه در اخبار الدول است - پس اين هم يكى از غيبتهاى حجج الهى محسوب مىشود ، زيرا آن جناب پيغمبر خدا بوده .
در ناسخ التواريخ است كه موسى بن منسى بن يوسف عليه السّلام از انبياى عظام و ظهورش قبل از موسى بن عمران بود و آن موسى كه با خضر ملاقات فرموده ، او بوده ، چون موسى بن عمران اعلم از خضر بود ، اين سخن برحسب عقيدهء مورّخين است . على الجمله