اسباط يعقوب و حواريّين عيسى و ائمّهء ابرارند .
گفتم : اى رسول خدا ! نام ايشان را برايم بيان فرما .
فرمود : اوّل و سيد ايشان ، على بن ابى طالب است ، بعد از او ، دو سبط من حسن و حسين ، بعد از او ، على بن الحسين ، زين العابدين ، پس از او ، محمد بن على ، باقر علوم نبيّين ، بعد از او ، صادق ، جعفر بن محمد ، پس از او ، كاظم ، موسى بن جعفر ، بعد از او رضا ، على بن موسى ، آنكه در زمين غربت كشته خواهد شد ، سپس فرزند او ، محمد ، بعد از او ، فرزندش على ، پس از او ، فرزندش حسن و بعد از او ، فرزندش حجّت قائم كه در غايب بودنش منتظر و در ظهورش مطاع است .
به درستى كه ايشان عترت من و از گوشت و خون مناند ؛ علم ايشان ، علم من و حكم ايشان ، حكم من است و هركس مرا دربارهء ايشان برنجاند ، خداى تعالى شفاعت مرا به او نرساند . « 1 »
[ روايت عمّار بن ياسر ] 7 مسكة
خبر شانزدهم : همچنين از عثمان بن عيسى از ابى حمزهء ثمالى از اسلم از ابى الطفيل از عمّار بن ياسر روايت كرده گفت : چون وقت وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد ، امير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد و در سرّ با آن حضرت بسيار سخن گفت ، چنانكه آن راز گفتن طول كشيد . بعد از آن ، آواز مبارك بلند نمود و فرمود : يا على ! تو وصىّ و وارث منى ، خداى تعالى ، علم و فهم مرا به تو عطا كرد ، چون درگذرم ، كينههايى نسبت به تو ظاهر شود كه در سينههاى قومى است و حقّ تو را غصب خواهند كرد .
پس حضرت فاطمه عليها السّلام گريست و امام حسن و امام حسين عليهما السّلام هم به گريه درآمدند . آنگاه رسول خدا به فاطمه عليها السّلام فرمود : اى بهترين زنان ! چرا گريانى ؟
فرمود : اى پدر ! از هلاك شدن بعد از تو مىترسم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، صص 82 - 81 ، حديث سيزدهم .