فرمود : تو را بشارت باد ! كه اوّل كسى كه از اهل بيت من به من خواهد رسيد ، تو خواهى بود . گريه مكن و محزون مباش كه تو بهترين زنان اهل بهشتى ، پدرت بهترين پيغمبران و پسر عمّت بهترين اوصياست ، دو پسرت ، بهترين جوانان اهل بهشتاند و خداى تعالى نه امام معصوم مطهّر از صلب حسين بيرون خواهد آورد و مهدى اين امّت از ماست . « 1 »
[ روايت ابن جبير از عمّار ]
خبر هفدهم : نيز از حسن بن على بن فضّال از عبد اللّه بن بكير از عبد الملك بن اسماعيل اسدى از پدرش از سعيد بن جبير روايت كرده ، گفت : به عمّار بن ياسر گفتند :
چه چيز تو را بر دوستى على بن ابى طالب عليه السّلام واداشت ؟
گفت : خدا و رسول او مرا واداشتهاند . به تحقيق خداى تعالى آيات جليله در شأن او فروفرستاده و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در صفتش احاديث بسيار بيان فرمود .
گفتند : آيا به چيزى از آنچه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در شأن او گفته ، ما را خبر نمىدهى ؟
عمّار گفت : چرا خبر ندهم و حال آنكه بيزارم از آنهايى كه حق را پنهان مىدارند و باطل را ظاهر مىسازند . بعد از آن گفت : با رسول خدا بودم ، كه على عليه السّلام را در بعضى از غزوات ديدم كه چندين تن از صاحبان علمهاى قريش را به قتل رسانيد . به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفتم : به درستى كه على عليه السّلام حقّ جهاد در راه خدا را به عمل آورد .
حضرت فرمود : چه چيز او را از اين امر باز تواند داشت ؟ !
به درستى كه او ، يعنى على عليه السّلام از من است و من از او هستم ، او وارث من ، قاضى و حكمكنندهء دين من و وفاكننده به وعدهء من و خليفهء بعد از من است ؛ اگر او نبود ، در زمان حيات من و بعد از وفات من مؤمن محض شناخته نمىشد .
جنگ او ، جنگ من و جنگ من ، جنگ خداست . آشنايى او ، آشنايى من و آشنايى من ، آشنايى خداست ؛ خداى تعالى از صلب او ائمّهء راشدين را بيرون خواهد آورد ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، ص 85 ، حديث چهاردهم .