باللّه إن كانت امية قد اتت * قتل ابن بنت نبيها مظلوما
فلقد اتاه بنوا ابيه بمثله * هذا العمرى قبره مهدوما
اسفوا على أن لا يكونوا اشاركوا * في قتله فتتبّعوه رميما
انتهى .
نيز در جايى حكايتى نقل كرده ؛ ملخّص آن ، اين است كه دو نفر از شافعيّه و ظاهر الصلاح بودند . يكى از اوليا گفت : من اين دو را به صورت خوك مىبينم ، من تعجّب مىكردم تا اينكه معلوم شد هردو در باطن ، رافضى بودند و مقام گنجايش نقل زياده از اين را ندارد . « 1 »
[ احمد بن محمد بن هاشم بن بلاذرى ] 5 مسكة
از ايشان ، احمد بن محمد بن هاشم بلاذرى است كه از اجلّه و اكابر علماى اهل سنّت و محدّثين ايشان مىباشد ، خود حديثى مسلسل از امام عصر عليه السّلام نقل كرده كه در آن به امامت و غيبت آن جناب تصريح نموده . صورت آن خبر شريف كه شاه ولى اللّه دهلوى كه صاحب تحفهء اثنا عشريّه ، او را به خاتم العارفين ، قاصم المخالفين ، سيد المحدّثين ، سند المتكلّمين و حجّة اللّه على العالمين توصيف نموده . در كتاب مسلسلات ، مشهور به فضل المبين گفته :
مشافهة بن عقله ، جميع آنچه كه روايت آن براى او جايز بود به من اجازه داد ، در مسلسلات او حديثى مسلسل يافتم كه هرراوى از روات آن حديث به صفت بزرگى منفرد است ؛ گفت : خبر داد ما را فريد عصرش ، شيخ حسن بن على عجيمى ، خبر داد ما را حافظ عصرش ، جمال الدين بابلى ، خبر داد ما را مسند وقتش ، محمد حجازى واعظ ، خبر داد ما را صوفى زمانش ، شيخ عبد الوهّاب شعراوى ، خبر داد ما را مجتهد عصرش ، جلال سيوطى ، خبر داد ما را حافظ عصرش ، ابو نعيم رضوان عقبى ، خبر داد ما را
هامش
( 1 ) . نجم ثاقب ، ج 1 ، ص 286 - 284 .