ديگر وجه است كه در هدايه آن را از القاب شمرده و در زيارت آن جناب است :
« السّلام على وجه اللّه المتلقّب بين أظهر عباده » .
ديگر از اسامى آن سرور ، ولىّ اللّه است كه در اخبار مكرّر به اين لقب مذكور شده ، خصوصا در لسان روات . در يد باسطه بيايد كه خداوند در شب معراج فرمود : او - يعنى قائم عليه السّلام - به راستى ولىّ من است . « 1 »
در كفاية الاثر « 2 » خرّاز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است ؛ فرمود : چون وقت خروج او برسد ، براى او شمشيرى غلاف كرده است ، پس شمشير او را ندا كند : اى ولىّ اللّه برخيز ! و دشمنان خدا را بكش .
در خبر ديگر است كه علم آن حضرت نيز در آن وقت همينطور ندا كند . « 3 »
ديگر ، يمين است كه در هدايه « 4 » از القاب شمرده و آن ، مثل يد باسطه است .
[ حكمت اسامى و القاب حضرت ]
خاتمة للعبقريّة قابلة للهديّة : بدان بيشتر اسامى و القاب و كنيههايى كه ذكر شد ، از جانب مقدّس حضرت بارى تعالى و انبيا و اوصيا عليهم السّلام است و نام گذاردن خداى تعالى و خلفايش ، براى كسى مثل نام گذاردن متعارف خلايق نيست كه در آن معنى اسم و وجود و عدم آن در شخص را رعايت و ملاحظه نكنند ، چه بسا شود براى پست رتبه و فطرت و مذموم الخلقه و خصلت ، اسامى شريف گذارند و لكن خداى تعالى و اوليايش تا معنى آن اسم در شخص راست نيايد ، آن اسم را براى او نگذارند و شود كه ملاحظهء معانى و صفات متعدّد در يك اسم شريف شود و به جهت آنها ، آن اسم را به او بخشند .
هامش
( 1 ) . الامالى ، شيخ صدوق ، ص 641 .
( 2 ) . كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 266 .
( 3 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 268 ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 65 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 551 ؛ قصص الانبياء ، ص 360 .
( 4 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .