ديگر ، مؤمّل است ، چنانكه شيخ كلينى و شيخ طوسى « 1 » از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت كردند كه فرمود : آن وقت كه حجّت عليه السّلام ، متولّد شد ، ظلمه گمان كردند مرا مىكشند تا اينكه اين نسل را قطع كنند . پس قدرت خداوند را چگونه ديدند . او را مؤمّل ناميد و ظاهر آن است كه به فتح ميم دوّم باشد ؛ يعنى آنكه خلايق ، آرزوى او را دارند و در دعاى ندبه به اين مضمون اشاره شده ؛ « بنفسى أنت من امنيته شايق يتمنّى من مؤمن و مؤمنة . »
از جمله اسامى آن بزرگوار ، مخبر بما يعلن .
و ديگر ، مجازى بالأعمال است كه اوّلى را در مناقب قديمه و هدايه « 2 » و دوّمى را در هدايه از القاب آن جناب شمردهاند .
از ديگر اسامى آن جناب ، مدبّر است ، چنانكه در مناقب قديمه آن را از القاب آن حضرت شمرده .
و از ديگر اسما ، مأمور است .
ديگر ، مقدّره مىباشد ، چنانچه در هدايه « 3 » است و آن بهمعنى توانايى است ، چه كثرت بروز و ظهور عجايب قدرتهاى الهيّه از آن جناب ، به حدّى رسيده كه گويا عين قدرت شده ؛ چنانچه اطلاق عدل و قسط كه بر آن حضرت گذشت به همين ملاحظه است .
از اسماى ديگر ايشان ، مفرّج اعظم است كه در مناقب قديمه و هدايه « 4 » آن را از القاب آن سرور شمردهاند . شيخ مسعودى در اثبات الوصيّه « 5 » و حضينى در كتاب خود
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 223 . شيخ طوسى از كلينى نقل مىكند و در كافى روايت مذكور يافت نشد .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 ؛ ( در الهداية الكبرى ، « المحيط بما لم معين » و در دلائل الامامة ، ص 502 ؛ « المخبر بما لم يعلم » ذكر شده است . )
( 3 ) . لقب مذكور در كتاب « الهداية الكبرى » يافت نشد .
( 4 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 ؛ ( در كتاب الهداية الكبرى « الفرج الاعظم » ذكر شده است ) .
( 5 ) . اثبات الوصيه للامام على بن ابى طالب ، ص 267 .