مناسبت اين لقب معلوم شد .
از ديگر اسامى ، قسط است ، چنانكه در آن دو كتاب مذكور است ، « 1 » از ديگر اسامى آن جناب ، قوّت است كه در هدايه « 2 » آن را از القاب شمرده .
و ديگر اسامى آن بزرگوار ، قاتل الكفره است كه مستند آن در القاب آن جناب گذشت . از ديگر اسامى ، قائم الزّمان است كه در كمال الدّين « 3 » در حديث شخص ازدى مروى است كه در مسجد الحرام خدمت آن جناب رسيد ، حضرت ، سنگى را براى او طلا كرد ، در حقّ او دعا نمود و فرمود : مرا مىشناسى ؟
گفت : نه !
فرمود : منم مهدى ، منم قائم الزّمان ، منم آنكه زمين را پر از عدل و داد كنم ، چنانچه از جور پر شده باشد .
از جمله اسامى آن بزرگوار ، قيّم الزمان است ، چنانچه در خبر علوى مصرى است ، ديگر ، قاطع است ، چنانچه در ذخيره گفته اين ، اسم آن جناب در كتاب قنطره است ، « 4 » از ديگر اسامى آن حضرت ، كاشف الغطاء است كه در هدايه « 5 » و مناقب ، آن را از القاب آن سرور شمرده است .
ديگر ، كمال مىباشد ، چنانكه در كتاب اوّل است . « 6 »
ديگر ، كلمة الحق است كه در ذخيره گفته اين ، نام آن جناب در صحيفه است . « 7 »
ديگر ، كيقباد دوّم ؛ يعنى عادل بر حق است ، چنانكه در ذخيره و تذكره « 8 » گفته اين ،
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 444 .
( 4 ) . ر . ك : تذكرة الائمة ، ص 184 .
( 5 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . ر . ك : تذكرة الائمة ، ص 184 .
( 8 ) . همان .