خداوند ، گروهى را از اطراف زمين مبعوث مىفرمايد كه مانند ابرهاى تنك پاييز مىآيند .
به خداوند قسم كه اسمها و قبيلههاى ايشان و اسم امير ايشان را مىشناسم ، خداوند ، ايشان را به نحوى برمىدارد كه مىخواهد از قبيلهاى يك مرد و دو مرد ، شمرد تا به نه رسيد . پس ، سى صد و سيزده مرد به عدد اهل بدر از آفاق جمع مىشوند و اين قول خداوند عزّ و جلّ است :
أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 » ، هرجا كه باشيد ، خداوند تبارك و تعالى همهء شما را مىآورد ؛ به درستى كه خداوند جلّ جلاله بر هرچيزى توانا است ، حتى آنكه مرد دستها را گرد زانو حلقه كرده ، در يكديگر مشبّك مىكند ، پس نمىگشايد آن را تا آنكه خداوند عزّ و جلّ او را به آنجا مىرساند . جزء اوّل اين خبر را سيد رضى در كتاب شريف نهج البلاغه « 2 » نقل كرده و متن آن اين است : « فاذا كان ذلك ضرب يعسوب الدّين بذنبه فيجتمعون اليه كما يجتمع قزع الخريف » . سيّد رحمه اللّه فرموده : يعسوب دين ، سيد عظيم ، مالك امور مردم در آن روز است و قزع ، پارههاى ابرى است كه در آن آب نيست .
جزرى در نهايه و زمخشرى و ديگران اين فقره را كه كنايه از ظهور حضرت مهدى - صلوات اللّه عليه - است ، نقل كرده ، شرح نمودند . يعسوب در اصل ، امير مگس عسل است و ذنب ، كنايه از انصار آن حضرت است ، آنچه ترجمه شد ، مطابق تفسير زمخشرى است .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 148 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، غريب كلامه ، حديث 1 .