تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
پس كتاب دانى را طلبيد ، آن را باز كرد و پيراهن كرباسى از آن بيرون آورد و پهن كرد . در آستين چپ او خونى ديد ، فرمود : اين پيراهن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، آن روز كه دندانش را شكستند بر بدن مباركش بود و قائم عليه السّلام در او خروج مىكند . آن خون را بوسيدم و بر روى خود گذاشتم . آن‌گاه آن را پيچيد و برداشت . در آن‌جا « 1 » و كافى ، « 2 » مروى است كه فرمود : صاحب اين امر با ميراث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مدينه به سوى مكّه بيرون مىرود . راوى پرسيد : ميراث رسول خدا چيست ؟ فرمود : شمشير رسول خدا ، زره او ، عمّامهء آن جناب ، عصاى او ، اسلحه و زين او . از جمله اسامى آن حضرت ، يد الباسطه است ، چنان‌كه در هدايه « 3 » آن را از القاب خاصّه شمرده ؛ يعنى دست قدرت و نعمت خداوندى كه به وسيلهء آن رحمت و رأفت و لطف خود را بر بندگان مىگستراند ، روزى را بر ايشان فراخ مىفرمايد و بلا را از ايشان دفع مىنمايد . شيخ صدوق رحمه اللّه در امالى « 4 » از عبد اللّه بن عبّاس روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چون مرا به آسمان هفتم ، از آن‌جا به سوى سدرة المنتهى و از سدره به سوى حجاب‌هاى نور بردند ، پروردگار جلّ جلاله مرا ندا كرد : اى محمد ! تو بندهء منى و من پروردگار تو ، پس براى من خضوع كن ، مرا پرستش نما ، بر من توكّل كن و به من اعتماد نما . به درستى كه من به تو راضى شدم كه بندهء منى و من پروردگار تو ، پس تو حبيب و رسول و نبىّ من باشى و به برادر تو على عليه السّلام راضى شدم كه خليفه و باب باشد ، پس او حجّت من بر بندگان و پيشوا براى خلق من است . به وسيلهء او ، دوستان من از دشمنان
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 270 . ( 2 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 224 . ( 3 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 . ( 4 ) . الامالى ، ص 300 .